آینده‌نگری روابط ایران و آمریکا در سال ۹۷

نویسنده: مهدی مطهرنیا، آینده اندیش اجتماعی – فرهنگی و سیاسی

ایران صندوق: آخرین لحظه ها در چسبندگی سریع “آن” های زمان، در زمانهٔ موجود در سال ۱۳۹۶، در آغوش یکدیگر فرو غلطیدند. این اکنون ها؛ با سرعت تمام از آیندهٔ نزدیک در قالبِ “حال”؛ به سمت ما یورش می آورند. حال؛ همان آینده است که به سرعت به سمت ما در می غلطد و در آغوش گذشته حیات ما، می آساید.

در این مجال کوتاه بر آن است تا با در نظرداشت پارادایم آینده نگری با روش شناسی کیفی، و روش تحلیلی – تفسیری به پیش نگری در ارتباط با آنچه در سال ۹۷ و در ساحتِ آینده نگری اوضاع بین المللی محتمل به نظر می رسد چهره نشان دهند، بپردازد.

بدیهی است که پیش بینی، یا پیش نگری هرآیینه پذیری – ضرورت – ندارند. پیش نگران، نگاه هنجاری به این پیش اندیشی ها نداشته و تنها بر آنند که با افزایش سطح دانایی نسبت به آینده ها؛ خطاهای تخمینی را کاهش دهند؛ و غافلگیری های استراتژیک را کاهش بخشند.

۱مکعب فروریزش فاصله ها تکمیل تر خواهد شد.

جهان گام هایی پرشتاب برای گذار از «اتاق شیشه ای»؛ به سمت «گوی بلورین» برخواهد داشت. به گونه ای که سیاه قلمی از تصویر جایران صندوق از جهان آینده را نیز در لایه های زیرین خود به نمایش خواهد گذاشت. مرگ فاصله های زمانی و مکانی- فضایی، به سرعت فروریزش بزرگ زبانی را تجربه خواهد کرد. سال آینده خبرهای جدی در باب برداشت عاملیت انسانی برای ترجمه زبان ها به یکدیگر را شاهد خواهیم بود. ورود هوش مصنوعی به این صحنه این فروریزش را تسریع خواهد کرد. تلاش بشر برای برداشتن فاصله های جنسی و جسمی از طریق فناوری های مدرن جلوه های جایران صندوقی از نومدرنیته جهانی را به نمایش خواهد گذاشت. ارتباط بین الاذهانی میان رایانه ها و ایجاد ابررایانه جهانی عصر ارتباط بین الاذهانی از طریق تنظیم فرکانس های ذهنی انواع بشر با یکدیگر بدون ابزار مادی از طریق انتقال فکر به انرژی و انتقال سریع و بدون واسطهٔ آن را بر خواهد ساخت. تراشه ای که حافظه را بیشتر می کند در این سال به بازار خواهد آمد. این تراشه که در مغز کاشت می شود به افراد کمک خواهد کرد که حافظه بخرند و برخی خاطرات را حذف کنند. شتاب این تغییرات و ظهور و در دسترس قرار گرفتن محصولات این فناوری ها در گسترهٔ جهانی، تصویری جایران صندوق از سیاه قلم دنیای آینده و گذار از گوی بلورین به تصویری جایران صندوقتر را شکل خواهد بخشید. این سیاه قلم از تصویر آینده جهان را «فلک آبگونه» نام نهاده ام. انسان پیشرو؛ در پی انتقال خود از زمین به کرات دیگر و گسترش ارتباط با جغرافیای فرازمینی برخواهد آمد.

۲افزایش سطح رقابت بین المللی میان کنشگران اقتصادی جهان برای کنترل بازارهای هوش مصنوعی

تلاش جهان برای دستیابی به دستاوردهای پنهان علمی در حوزهٔ هوش مصنوعی، رقابت سازمان های جاسوسی را بیش از هر چیز به سمت این بازار خواهد کشاند. امریکا تلاش خواهد کرد که خود را برای یک جهش اقتصادی جایران صندوق آماده کند و از فرصت باقی مانده برای مدیریت آینده زمان، به نفع خود بهره برد. ایالات متحده آمریکا و چین در موضوع ساخت هوش مصنوعی و ابر رایانه ها و همچنین تسلط بر بازارها در سراسر جهان، در این زمینه در مرکز توجه خواهند بود. این رقابت، بیش از هر زمانی خطراتی را برای بازارها و امنیت آن ها در سطح بین المللی ایجاد می کند.

۳نظام بین الملل و تلاش در خروج از دوران گذار

با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی در مسکو، جهان وارد دوران گذار شد. اکنون حدود سه دهه از این دوران می گذرد. جهان در برزخ معنایی این دوران که دارای هویت «بحران زی و بحران زا» است، سردرگم و اکنون بسی خسته و عصبانی است. سال آینده در لایه های گوناگون نظام بین الملل شاهد تلاش برای گریز از این وضعیت خواهیم بود که به دلیل انباشتِ فراوانی حجم عصبانیت های تحریک شده در این سه دهه با درد زایمان بس دردناکی همراه خواهد بود.

۴ایران و امریکا یکی از مهم ترین مراکز ثقل توجه در سال آینده

تحولات موجود در نقش بندی بازیگرانِ ساختار قدرت در آمریکا نشان می دهد که امریکا در پی تنظیم نهایی تیم ضد ایرانی در کاخ سپید است. از آیت الله مایک تا مایک!! پمپئو و از مایک!! پمپئو تا جینا هاسپل، با سخنگویی نیکی هیلی در سازمان ملل متحد، همگی گرایش های ضد ایرانی شایران صندوق با مرکزیت قبول روش های ترامپ از خود به نمایش گذاشته اند. کره شمالی احیانا در پرتو اولتیماتوم آمریکا به کیم جونگ اون؛ و زد و بندهای بین المللی؛ جهت تحویل سپاری قدرت اقتصادی درون زمینی مدرن به چین، و چهت گیری آمریکا برای ورود به دوران «فلک آبگونه»، و دوران اقتصاد فرازمینی، از رودرویی با آمریکا کنار خواهد رفت و حداقل پشتیبانی چین را نخواهد داشت. ایران در مرکز ثقل توجه دستگاه سیاست جهانی امریکا قرار خواهد گرفت. ایران از این به بعد نه به عنوان چالش در برابر آمریکا که به شکلی پی درپی به عنوان «تهایران صندوق امنیت منطقه ای؛ و صلح بین المللی»، معرفی خواهد شد. دکترین امنیتی امریکا در قبال ایران از فاز «محدودسازی همکاری های بین المللی با ایران، و محاصره منطقه ای تهران»، در بستر تئوری جنگ های نامتعادل به فاز «تهایران صندوقنمایی امنیتی ایران در بعد منطقه ای، و صلح بین المللی»؛ روی خواهد آورد. این امر در گرو نشست آینده اجلاس سران هفت کشور صنعتی و نهایی کردن آن بعد از نشست اخیر ایتالیا خواهد بود.

۵افزایش سطح برخورد ایران و امریکا

سال آتی هجری شمسی به واسطه آن چیزی که من آن را شفاف سازی فضای بازی، صحنه و شیوه بازی بازیگران در روابط ایران آمریکا می نامم، می تواند به پیچیدگی بیشتر و در هم تنیدگی این روابط بین دو کشور بینجامد. در این راستا هر دو کنشگر در هر دو سوی بازی مجبور خواهند شد برای ۱۳۹۷ دست به اتخاذ تصمیمات جدی بزنند، در غیر این صورت دو طرف باید هزینه های بسیار گزاف تری را باید بپردازند. امریکا تلاش خواهد کرد با افزایش سطح اصطکاک با ایران وارد عمل شود. امریکا از سال ۱۳۹۷ از کنشگر محدودساز ایران به کنش ورزی تهایران صندوقگر نسبت به ایران تبدیل خواهد شد.

۶مذاکرات محرمانه، اما قابل ردیابی ایران با آمریکا

با وجود افزایش سطح اصطکاک بین ایران و امریکا در این سال، تمایل به مذاکرات محرمانه بین ایران و امریکا به وجود خواهد آمد. این بار دیگر زمان گرفتن یک تصمیم بزرگ خواهد بود که کنترل پیامدهای آن بسیار سخت تر از پیامدهای ناشی از «نرمش قهرمانانه» برای دلواپسان و «دلخوش گرایان» موجود در ایران خواهد بود.

۷نزدیکی فاصلهٔ اقتصادی چین به آمریکا و همگرایی سیاسی آن ها در حل بحران های جهانی

با وجود افزایش مناقشات میان چین و آمریکا، بویژه در موضوع تجارت جهانی در سال ۲۰۱۸ میلادی در سطح لیتانی، بیش از سال آینده به جهت گیری نفکر دلفینی، به جای رودرویی با هم در قالب افکار کوسه وار روی خواهند آورد. به بیان دیگر به نوعی رقابت آشکار و همکاری پنهان گرایش پیدا خواهند کرد. چین به پذیرش رهبری هژمونیک آمریکا در ساحت امنیتی جهان نزدیک و امریکا مدیریت اقتصادی چین در گستره جهانی را خواهد پذیرفت. در همین حال برای تثبیت این بافت موقعیتی، امریکایی ها در پی کنترل بیشتر ژئوپلتیکی چین و گسترش بیشتر نفوذ خود به شرق آسیا برخواهند آمد.

۸تلاش انگلستان برای نزدیکی به عربستان، و مصر با محوریت اردن

بریتانیا بعد از خروج از بریگزیت بر آن می شود تا به عربستان و مصر با محوریت اردن، و قرابت بیشتر با سیاست های اسرائیل در منطقه، جهت بازی با آمریکا در گرفتن امتیازگیری بیشتر احتمالی در آینده دست پر باشد. انگلیس تلاش دارد در این بازی پوکر در کازینوی قمار قدرت؛ برگ هایش را در موقع مقتضی رو کند. این قمار بزرگ می تواند به همگرایی هایی هم بین روسیه و انگلستان در بازی قدرت در امریکا ورود پیدا کند. این برای ترامپ خطرناک خواهد بود.

۹برگزیت و ورود انگلستان به عصر پشیمانی پنهان و تلاش های فراوان برای جبران

توافقات بین المللی در حوزهٔ اقتصادی در سال آینده با لغزندگی ناشی از موضع گیری های متلاطم ترامپ روبرو خواهد بود. ترامپ بر اساس پارادایم آشوب، دکترین بازیگر دیوانه و سیاست ابهام عمل می کند و استراتزی های گوناگون دولت او در این مسیر تأثیر می پذیرد. در این جاست که این توافقات با لغزندگی روبرو می شوند. در بین این دسته از مسائل، برگزیت، در این سال گفت و گوهای پر ابهام و مخاطره انگیز را به دنبال خواهد داشت.

۱۰تلاش کشورهای اقتدارگرا برای حفظ قدرت در اولیگارشی حاکم

خداحافظی رهبران فرسوده ژاپن، کوبا و عربستان سعودی: امپراتور ژاپن، آکی هیتو، رئیس جمهور کوبا رائول کاسترو و پادشاه عربستان، شاه سلمان در سال جایران صندوق دور از انتظار نیست. این ها مجبور می شوند تا از سمت خود کناره گیری کنند. در این ارتباط تعدادی زیادی از رهبران جهان که مدت هاست بر مسند قدرت تکیه زده اند همچون نیکولاس مادورو در ونزوئلا سعی خواهند کرد همچنان موضع خود را حفظ کنند. رهبران قدرتمند دیگر در کشورهای اقتدارگرایی چون چین، در برابر موج فزایندهٔ گریز از اقتدارگرایی در گستره جهانی شدن و جهانی گرایی های موجود در اتاق شیشه ای، بر اساس اصل سوم قانون نیوتون مقاومت می کنند. اما، عصر دایناسورها در ساحت سیاست در حال تمام شدن است.

۱۱تلاطم های موجود در سطوح زیرین و امکان وقوع جنگی بزرگ در سطح زبرین

در همین حال و با وجود افزایش سطح تنش ها برای ورود به عرصهٔ پسادوران گذار از دنیای دو قطبی به جهان تک چند قطبی، جهان باید آمادگی پذیرش جنگی بزرگ را داشته باشد. سال ۱۳۹۷ سال دور میز نشستن رهبران اقتدارگرای جهان است. رهبری دموکرات با باورهای لیبرالیستی اصیل در میان آن ها ایران صندوقه نمی شود. ماکرون با وجود قابل تأمل بودن واجد ویژگی های رهبری جهان دموکراتیک نیست. از این رو اگر چه همهٔ رهبران دنیا به این دانش رسیده اند که در دنیای آینده باید به قدرت های غیردولتی در نظام بین الملل باج بدهند؛ و برآنند تا به همگرایی برای این رودرویی اجتناب ناپذیر روی آورند؛ اما، در عمل نمی توانند به درک متقابل برسند و امکان زیر میز زدن توافقات پنهان و آشکار وجود دارد. این اقدام می تواند در خود جرقه های جنگ بزرگی را برافروزد.

۱۲نوهارتلند جغرافیای مخاطره انگیز سال ۱۳۹۷

هارتلند بزرگ شامل:

  1. هارتلند غربی یا هارتلند نو، از شمال غربی افریقا تا جنوب عراق و نوک غربی فلات ایران

  2. هارتلند میانی یا نوهارتلند دربرگیرندهٔ فلات ایران و حدفاصلِ میان تنگه هرمز و خلیج عدن

  3. هارتلند شرقی یا، هارتلند علیا؛ یعنی تبت و محدودهٔ گسترده آن در شرق و جنوب شرقی آسیا

از اهمیت کلیدی برخوردار بوده است. این سال، سال انتقال بحران ها از خاورمیانه عربی یا هارتلند نو به نوهارتلند خواهد بود تا در پرتو آن قدرت هژمونیک مرکب امریکا در گذار سریع از “دوران گذار”، با عبور از نوهارتلند تسلط امنیتی خود را بر هارتلند علیا تحکیم و سپس در پی تثبیت آن برآید.

مشاهده ادامه مطلب

ایران صندوق با خرید کالای ایرانی چه مقدار کارگر سرکار میرن؟ | اینفونگاره


در این ایران صندوق بررسی شده است که با خرید کالای ایرانی در هر حوزه‌ای چقدر اشتغال برای ایرانیان ایجاد خواهد شد.

در این ایران صندوق بررسی شده است که با خرید کالای ایرانی در هر حوزه‌ای چقدر اشتغال برای ایرانیان ایجاد خواهد شد.

اینفونگاره |  در این ایران صندوق بررسی شده است که با خرید کالای ایرانی در هر حوزه‌ای چقدر اشتغال برای ایرانیان ایجاد خواهد شد.

… برای مشاهده و دریافت ایران صندوق در سایز بزرگتر بر روی آن کلیک کنید …

برای دریافت فایل قابل چاپ از طریق منوی تماس با ما اقدام فرمایید.

مشاهده ادامه مطلب

دیپلماسی اقتصادی راه گشای دیپلماسی آبی ایران و افغانستان

عبدالرحمن فتح الهی – با توجه به میزان بارندگی در سال گذشته یقینا یکی از مشکلات پیش روی کشور  مساله کمبود آب وتاثیرات سوء آن بر تمامی ابعاد کشور خواهد بود. از کشاروزی و صنعت تا تغیییر در بافت جمعیتی و حتی روابط میان کشورها؛ ایران همواره با برخی از همسایگان خود بر سر مساله حق آب خود در رودخانه های بین المللی با مشکلات جدی روبه رو بوده است که در سایه کم آبی سال پیش رو این مشکلات جدی تر هم خواهد بود. یکی از این همسایگان در غرب آسیا افغانستان است که گویا اختلاف تاریخی دو کشور در سهم و حق آب دو روخانه هیرمند و هریرود  در دولت های حامد کرزی واشرف غنی به یک گروگان دیپلماتیک در روابط تهران – کابل بدل شده است. یقینا این وضعیت تحمیل شده به ایران به تدریج آسیب های جدی تری به اکوسیستم و محیط زیست وارد خواهد کرد و در ادامه می تواند به یک چالشی بدل شود که قادر است امنیت ملی و مناسبات دیپلماتیک را نیز به خطر اندازد؛ از همین رو ایران صندوق برای بررسی فراز و فرود های احتمالی کم آبی در سال جایران صندوق و میزان تاثیرات آن بر مناسبات دیپلماتیکی دو کشور ایران و افغانستان گفت وگویی را با محسن روحی صفت، سرپرست سابق سرکنسول گری جمهوری اسلامی ایران در مزار شریف، پیشاور، قندهار، رئیس سابق ستاد افغانستان و کارشناس مسائل شبه قاره انجام داده که در ادامه می خوانید:

در سایه وضعیت بارندگی نه چندان مطلوب در سال گذشته یقینا مساله کم آبی در سال پیش رو یکی از چالش های جدی کشور به خصوص در حوزه سیاست خارجی خواهد بود که دیپلماسی آبی را پررنگ و برجسته می کند. اساسا با توجه به اختلافات جدی و تاریخی آبی ایران و افغانستان وضعیت دیپلماتیک دو کشور را در این باره برای سال جایران صندوق چگونه می بینید؟

چنانی که اشاره کرایران صندوق مساله آب یکی از جدی ترین اختلافات ما با افغانستان در طول سال های متمادی بوده است. یکی از این اختلافات جدی و کهنه مساله حق آب ایران در رودخانه هیرمند است که سرچشمه آن از کوه های افغانستان بوده و در نهایت به دریاچه هامون سرازیر می شود. یقینا این رودخانه یکی از منابع دسترسی ایران به آب برای مصارف خود در شرق کشور بوده است.اما نوع نگاه کابل به این رودخانه وسایر رودخانه های مشترک و سد سازی بر این رودها سبب چالش های جدی برای کشور در طول سال های گذشته بوده است. البته مساله آب اکنون خود به یکی از جدی ترین مسائل فرا دولتی بدل شده است که در اجلاس ژوهانسبورگ هم به آن اشاره شد. در سایه این نکته تا کنون نزدیک به ۱۵۰۰ معاهده، پیمان و قرارداد در خصوص آب در جهان منعقد شده است که ۳۰۰ مورد آن مربوط به آب های بین المللی است. اما در این میان مساله جدی به افزایش روز افزون نیاز کشورها به آب باز می گردد که آب را به یکی از مهم ترین و برجسته ترین عوامل سیاسی در روابط دیپلماتیکی کشورها بدل کرده است. با توجه به افزایش نقش آب یقینا چالش های جدی دیپلماسی در ایران، آن هم در سایه بارش های کم سال گذشته می تواند چالش دیپلماتیک میان ما وافغانستان را جدی تر کند. اما یقینا مناسبات کشورها بر سر مساله حق آب دول از رودخانه های بین المللی تا حد بسیار زیادی به روابط سیاسی و اقتصادی کشورها بستگی دارد. به عبارت دیگر دیپلماسی آبی ایران با افغانستان و یا هر کشور دیگری، تابعی از مناسبات سیاسی – اقتصادی است. اگر کشورهای اطراف یکی رودخانه بین المللی با همدیگر روابط گسترده سیاسی و مناسبات پررنگ اقتصادی داشته باشند، این عامل سبب همکاری و توافق بر سر مساله حق آب کشورها بر این منابع آبی خواهد بود که مطمئنا روابط ایران وافغانستان هم از این قاعده مستثنی نیست.  

اما جناب روحی صفت اکنون افغانستان از امتیاز سرچشمه بودن و بالا دست قرار داشتن در رودهاخانه های هیرمند و هریرود می توان گفت کمال استفاده و حتی سوء خود را برده و در سال های اخیر بعد از آغاز هزاره جایران صندوق و در دولت های کرزی و اشرف غنی مساله آب به اهرم فشار کابل بر تهران برای مقاصد سیاسی واقتصادی بدل شده است که در سال پیش رو با توجه به کم آبی خود افغان ها این مساله چالش جدی دیپلماتیکی خواهد بود؟

زمانی که دو کشور ایران و افغانستان روابط گسترده جدی سیاسی واقتصادی نداشته باشند و به موازاتش هم تاریخچه ای از خصومت و اختلاف بر سر مسائل مرزی مانند آب داشته باشند، این عوامل موجب عدم اعتماد دیپلماتیک و در نتیجه کاهش سطح مناسبات و توافقات خواهد بود. لذا کابل از امتیاز بالا دستی خود در رودخانه های مشترک خود با ایران به عنوان اهرم سیاسی و اقتصادی استفاده می کند. البته این ترفند در سیاست خارجی مختص به افغانستان نیست و تقریبا همه کشورهای همسایه ایران چنینی اهرمی را علیه کشور به کار بسته اند. همین شیوه به صورت پررنگ تری توسط ترکیه در حال انجام است. البته اختلاف آبی ما با افغانستان یک تاریخچه صد ساله دارد، اما در دهه ۵۰ و با هوشمندی تهران موفق شد که این اختلاف را سامان داده و چارچوب مشخصی را برای آن با کابل پیدا کند. لذا این تعیین چارچوب سبب شده تا حدودی البته تا حدودی، مساله آب به اهرم فشار و محل سوء استفاده کشورها در روابطشان با ایران قرار نگیرد تا در ادامه خدای ناکرده به اختلاف و تنش جدی دیپلماتیکی میان کشورها بدل نشود.

از سوی دیگر یقینا مساله کم آبی و تاثیرات سوئش در داخل کشور می تواند به افغانستان هم سرایت کند و مساله ای مانند ریزگردها می تواند دامن سایر همسایگان را بگیرد. چنانی که ایران از ریزگردهای  همسایگان جنوبی و غربی خود طی چند سال اخیر به شدت رنج می برد. این چالش در ادامه حتی توان یکی بحران امنیتی را برای خود افغانستان خواهد داشت.

اما راهکار ایران در خصوص چیست؟

البته افزایش همکاری بین المللی و تحرک بیشتر در خصوص دیپلماسی آبی در صدر فعالیت های سیاست خارجی می تواند به صورت جدی در خصوص عبور از کم آبی سال جایران صندوق موثر باشد. اما در عین حال نباید از توان و ظرفیت های های داخلی هم غافل بود تا به قول شما مساله آب به اهرم فشار دیپلماتیک سایر کشورها بر ایران بدل نشود. امسال به واقع باید از کاربرد فناوری های جایران صندوق آبی که حداکثر استفاده درست از منابع آبی را با حداقل هدررفت دارد، مورد توجه قرار گیرد؛ مثلا همین کشورهای حاشیه خلیج فارس فاقد منابع جدی آب شیرین هستند، اما از طریق همین فناوری ها اکنون به یک توان تولید منابع آب شیرین داخلی دست یاقته اند. افزون بر این مساله باید مدل های توسعه داخلی هم بر اصل تمرکز زدایی بوده و در ادامه هم این مدل های توسعه می تواند متنوع و بر پایه استعداد هر منطقه و اقلیم تجویز باشد. یقینا در این بستر مدل توسعه تهران با کرمانشاه و یا کرمانشاه با سیستان و بلوچستان فرق دارد. در این راستا باید ابن نکته را هم اضافه کرد که در سال پیش رو باید آب را در جایی مصرف کرد که سود و بازده اقتصادی داشته باشد. البته مضاف بر استفاده از این تکنولوژی ها باید در بستر همان فعالیت های دیپلماتیکی معاهداتی مانند هویدا – موسی شفیق(صدراعظم وقت افغانستان) در اسفند ۱۳۵۱ را هم به افغان ها برای پایبندی به معاهداتشان یادآور شد. چرا که این توافق یک توافق جدی بین المللی بدون تاریخ انقضا و یا محدودیت زمانی میان دو کشور است که سازمان ملل آن را به رسمیت شناخته و انجام تعهدات برای طرفین لازم الاجرا است.

در راستای نکته مهم شما ناظر بر تابع بودن دیپلماسی آبی ذیل مناسبات ایران وافغانستان، شرایط و اقتضائات کلی روابط دو کشور را چگونه ارزیابی می کنید؟

ببینید روابط سیاسی ایران وافغانستان که همکاری های امنیتی هم داشته اند در طول سال های گذشته مثبت بوده است. نکته جدی دیپلماسی تهران به این مساله باز می گردد که فعالیت های سیاست خارجی ما باید همه جانبه در عین حال متوازن باشد. به عبارت دیگر ایران نمی تواند فقط در یک حوزه با کشوری مانند افغانستان روابط خود را گسترش دهد و نسبت به سایر مناسبات بی توجهی نشان دهد؛ این رفتار در طرف افغانی هم ایران صندوقه می شود. همین رفتار دیپلماتیک سبب همان عدم اعتمادی می شود که به شما پیش تر گفتم. مثلا در سال های بعد از اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروی و بعد هم جنگ داخلی و حضور آمریکایی ها تا به امروز، جمهوری اسلامی ایران اهتمام جدی را در خصوص بهداشت، تحصیلات و برخی مزایای چند میلیون مهاجر با هزینه های خود داشته است. لذا کابل نمی تواند نسبت به این رفتار مثبت تهران بی تفاوت باشد.

اما همین سیاست های مهاجرنی به اهرم فشار کابل بدل شده است؟

ممکن است در داخل ساختار سیاسی و حاکمیتی کابل افراد تنگ نظری در خصومت با ایران وجود داشته باشند که بدبینی های خود را از گسترش مناسبات دیپلماتیک تهران- کابل دارند. ولی در آن سو نباید راس تصمیم گیران در افغانستان دنباله رو سیاست های چنین افرادی باشند. امروز هیچ کشوری مانند ایران در خصوص پذیرش مهاجران کشور افغانستان با وجود تمامی مشکلات داخلی، اهتمام جدی نداشته است. کابل نیز بر این واقعیت به خوبی آگاه است. لذا مساله اهرم فشار در خصوص سیاست مهاجرتی و یا با هر هدف دیگری نمی تواند به عنوان ابزار برای در تنگنا قرار دادن ایران مورد استفاده قرار گیرد.

با توجه به چالش های ریز و درشت امروز افغانستان به ویژه حضور پررنگ طالبان، القاعده وداعش که سبب شدن نزدیک به یک سوم خاک این کشور از تسلط دولت خارج شود، به نظر می آید مساله آب در اولویت های بعدی قرار گیرد. به نظر شما اکنون دیپلماسی آبی ذیل مناسبات دیگر تعریف می شود و یا این که آب فارغ از شرایط داخلی کشورها توان طرح شدن در سیاست خارجی را دارد؟

باید کابل این مساله مد نظر داشته باشد که مساله آب در مناسبات دیپلماتیک با تهران مربوط به دولت ها و یا شرایط داخلی نمی شود. البته من منکر تاثیرات این عوامل بر دیپلماسی نیستم، اما مساله آب یکی مسائل فرا دولتی است و چنانی که قبلا هم اشاره کردم اختلاف آبی ایران و افغانستان تارخچه ای به طول بیش از یک قرن دارد. مسائل مشترک میان کشورها، بحران آب، چالش های اکولوژیک، نگرانی های اکوسیستمی و حیات وحش به مرزهای سیاسی و اقتضائات دورنی کشورها ارتباطی ندارد و باید طرفین برای حل آن اهتمام جدی و کافی را داشته باشند. اگر به نقش و جایگاه محیط زیست و نقش جدی آب در آینده روابط کشورها نگریسته شود، باید افغانستان هم نگاهی راهبردی و بلند مدت را در این خصوص داشته باشد و به هکاری های جدی با ایران به عنوان یکی از مهم ترین همسایگانش در خصوص حل بحران های مشترک به خصوص بحران آبی که می تواند سرمنشاء جدی بسیاری از مشکلات دیگر باشد اهتمامی جدی بورزد. تعهد به توافقات و قراردادها مربوط به یکی دولت نیست. اکنون چالش های اکو سیستمی و محیط زیستی به دغدغه جدی دیپلماسی در جهان بدل شده که پروتکل های بین المللی برای آن در حال طرح ریزی است. پس می بینید که توسعه همکاری دیپلماسی برای حل این چالش های مشترک بسیار لازم و ضروری است. لذا افغانستان باید در روابط دوجانبه با ایران وچند جانبه خود با همسایگان وحتی مناسبات سیاست خارجی بین المللی خود با نهادها، سازمان ها و ارگان های بین المللی در خصوص مساله آب تجایران صندوق نظر جدی داشته باشد که با توجه به کم آبی سال ۹۷ این مساله باید در صدر تصمیمات کابل قرارگیرد.

در راستای مصاحبه قبلی شما با ایران صندوق که به مساله توسعه اقتصادی در افغانستان برای حل چالش های امنیتی اشاره داشتید، اساسا موضوع توسعه اقتصادی درپیگیری دیپلماسی آبی در همسایه غربی ایران باتوجه به اهتمام جدی محمد جواد ظریف در پیگیری دیپلماسی اقتصادی، آن هم در سایه پتانسیل های خاموش فراوان افغانستان مانند معادن مس، اورانیوم، لیتیوم، آهن، سنگ های گران بهایی مانند الماس و زمرد و منابع گسترده گازی و نیز نیاز جدی افغانستان به منابع انرژی و حتی غذایی می تواند چه نقشی را ایفا کند؟

 توسعه اقتصادی در همه زمینه ها می تواند کار ساز باشد. زمانی که من از تحت الشعاع قرار گرقتن دیپلماسی زیست محیطی ذیل مناسبات سیاست خارجی واقتصادی سخن می گویم ناظر بر این نکته است. از سوی دیگر در طول سالیان گذشته افغانستان هم به این باور رسیده است که اگر ملاحظات برخی از ابر قدرت های جهانی مانند آمریکا و شخص ترامپ را در خصوص روابط خود با ایران دخیل کنند، تنها به خود آسیب زده است. اکنون هم در بدنه دولت کابل نشانه های مثبتی در خصوص توسعه همکاری با ایران شکل گرفته است. در گذشته فشار آمریکایی مانع از همکاری های جایران صندوق تجاری میان دو کشور ایران و افغانستان بوده است. برای مثال در گذشته برخی از شرکت ها و کمپانی های ایرانی در خصوص معادن سنگ های قیمتی افغانستان در مناقسات بهره برداری این کشور پیروز می شدند، اما در ادامه با فشار آمریکا مناقسه به مرحله اجرا نمی رسید. اما اکنون کابل به خلاء ایران در رشد افغانستان پی برده است. خصوصا در مناطق مرزی مشترک خود با ما. لذا این نگاه برای توسعه اقتصادی ذیل اهمیت نگاه آقای ظریف به دیپلماسی اقتصادی می تواند راهگشای چالش های متعددی از بحران کم آبی گرفته تا چالش های امنیتی باشد که ان شاءالله سفر امسال آقای ظریف به افغانستان برای پیگیری جدی همین مدل توسعه اقتصادی میان دو کشور خواهد. چرا که این توسعه می تواند سبب افزایش اعتماد دیپلماتیکی کابل به تهران و تغییر سیاست های آبی او نسبت به ایران شود.       

 

           

 

مشاهده ادامه مطلب

ترامپ از برجام خارج نمی‌شود، آن را بلااستفاده می‌کند

ایران صندوق سیده آمنه موسوی: وضعیت آشفته منطقه خاورمیانه و بازی سازی برخی کشورها نسبت به ایجاد فضایی پیچیده در این منطقه موجب شد تا پای صحبت یکی از مقامات سابق وزارت خارجه بنشینیم و ایران صندوقگاه های او را به عنوان فردی که سال ها در قامت سخنگوی دستگاه دیپلماسی کشور مسوولیت مراوده با مقامات کشورهای دیگر را بعهده داشته، جویا شویم. حمید رضا آصفی که علاوه بر سخنگویی وزارت خارجه دولت اصلاحات، عنوان سفیری ایران در کشورهای فرانسه و امارات را نیز در کارنامه خود دارد، معتقد است که اظهارات مقامات سعودی و افرادی چون محمد بن سلمان در زیر سووال بردن توان نظامی کشورمان از سر نابلد بودن و ناکارآزمودگی در حوزه های سیاسی و بین المللی است چرا که دست برتر در تحولات منطقه از آن ایران است. او با بیان این مطلب که عملکرد منطقه ای سعودی و همچنین مشکلات فراوان اسرائیل در سرزمین های اشغالی، چشم انداز آینده خاورمیانه را به نفع ایران رقم زده است، می افزاید: منطقه خاورمیانه در وضعیت سیالی قرار دارد و به جهت حضور نیروهای فرامنطقه ای در آن هر روز هم بر پیچیدگی اوضاعش افزوده می شود. اوضاعی که موجب افول قدرت آمریکا در جهان شده و می تواند موجب زمینگیر شدن آن در همین نقطه از جهان شود.

***

منطقه خاورمیانه روزهای پرالتهابی را سپری می کند. همزمان با بحرانی شدن وضعیت در عفرین و مناقشه نیروهای ترک با کردها و ارتش سوریه، آمریکایی ها نیز به نوعی در قامت مدافعان نیروهای کرد در منطقه ظاهر شده اند. در سوی دیگر ماجرا هم حملات آمریکا در سوریه موجب کشته شدن نیروهای مورد حمایت روسیه شده است. می توانیم به این شرایط وضعیت اسفبار مردم یمن و مشکلات مردم عراق پس از خروج نیروهای داعش را نیز اضافه کنیم. آیا با وجود این شرایط می توان به وضعیت خاورمیانه امیدوار بود؟

منطقه خاورمیانه وضعیت سیالی را سپری می کند که هیچ گاه به این پیچیدگی نبوده است. با وجود اینکه نیروهای منطقه ای و فرامنطقه ای حضور پررنگ و پرتعدادی در خاورمیانه دارند، اما نقش و قدرت کشورهایی چون آمریکا تا حد بسیار زیادی افول کرده است. یعنی آمریکایی که در گذشته نقش اول و آخر را در منطقه ایفا می کرد و فعال مایشاء بود دیگر نقش چندان تاثیرگذاری ندارد و کشوری چون روسیه که تا سال ها پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی در حالت درون گرایی قرار داشت، حالا دیگر پا به میدان گذاشته و حضور چشمگیری در منطقه خاورمیانه دارد؛ روزگاری آمریکایی ها از طریق کشورهای دست نشانده خود اهدافشان را پیگیری می کردند اما می بینیم که این کشورها نیز در اختلافی عمیق، از حل مشکلات خودشان هم عاجز هستند چه برسد به آمریکا. نمونه بارز این موضوع را می توانیم در کشمکش های ماه های گذشته قطر و برخی از کشورهای عربی مشاهده کنیم. علاوه براین در سال های اخیر شاهد حضور کشور دیگری نیز در جمع کشورهای فعال منطقه بوده ایم. ترکیه کشوری است که با بازی در زمین های متعدد قصد دارد از کارت های کشورهای دیگر برای دستیابی به منافع خود استفاده کند. موارد مذکور تنها بخشی از مناقشات موجود در منطقه خاورمیانه است. ما می توانیم به این مجموعه تشکیل ائتلاف برخی از کشورهای عربی با هدایت عربستان را نیز اضافه کنیم. ائتلافی که حتی بر مناسبات سعودی با همپیمانان اروپایی و کشورهایی چون فرانسه و انگلیس نیز تاثیر سوئی داشت. ائتلافی که علاوه بر کشتار مردم بی دفاع یمن، با محاصره دریایی این کشور فاجعه و قحطی عظیمی را رقم زده و جامعه جهانی را در برابر عربستان قرار داده است. عربستانی که روزگاری به واسطه عنوان خادم الحرمین بودن کشورهای فراوانی را دنباله رو خود داشت و حالا در جمع تعداد محدودی از کشوها آن هم به واسطه حمایت های مادی از این کشورها قرار دارد.

اما با این همه هیات حاکمه فعلی سعودی، اصلاحات بنیادینی را در داخل این کشور آغاز کرده است. یعنی با وجود جنگ افروزی های خارجی، در داخل عربستان اوضاع در سمت و سوی خواست مردم پیش می رود.

اینطور نیست. سعودی ها که در خارج از مرزهای خود سمبل یک کشور منزوی و شکست خورده هستند در داخل این کشور نیز مشکلات بسیار زیادی دارند. هیات حاکمه این کشور علاوه بر نیروهای مذهبی با روشنفکران سعودی نیز در چالشی عمیق قرار دارد. به همین دستگیری های ماه های اخیر عربستان توجه کنید. می دانید هریک از شاهزادگان و یا افراد دستگیر شده در طوایف و عشیره های سعودی چه جایگاهی دارند. برهمین اساس هم شخصا برای هیات حاکمه سعودی آینده بلند مدتی را متصور نیستم. اما در مورد وضعیت آشفته منطقه و در ادامه پاسخ به سووال نخست شما می خواهم به این نکته اشاره کنم که حتی ترک ها که در گذشته روابط بسیار گرم و خوبی با پادشاهی سعودی و آمریکا داشتند نیز برآنند تا این مناسبات را در جبهه روسیه پیگیری کنند. با وجود عضویت توامان ترکیه و آمریکا در پیمان آتلانتیک شمالی یا ناتو، آنکارا در حال حاضر روابط نزدیکتری با مسکو دارد. در سوی دیگر ماجرا این کشور (ترکیه) در عفرین با کردها و نیروهای سوری مورد حمایت ایران و روسیه می جنگد. از سوی دیگر، کردهای عفرین نیز علاوه بر حمایت های دولت مرکزی سوریه از پشتیبانی نظامیان آمریکایی نیز برخوردارند. به همین دلیل است که می گویم وضعیت منطقه خاورمیانه هیچ گاه به این پیچیدگی نبوده است.

ترک ها در ائتلاف سه جانبه با ایران و روسیه نیز به سر می برند.

بله اما در عین حال به عفرین حمله می کنند و با نیروهای دولتی سوریه که مورد حمایت ایران و روسیه است، می جنگند. آمریکا هم در این میان بازی دوجانبه ای را آغاز کرده است. این کشور ضمن کمک به کردهای سوری، تنها به ذکر تذکر لفظی به ترک هایی که وارد خاک سوریه شده اند، قناعت کرده و از آنها می خواهد تا خویشتن دار باشند. در حال حاضر ۵۴ درصد خاک سوریه در تملک دولت سوریه و بشار اسد قرار دارد. ۴۶ درصد هم در اختیار مخالفان است که ۷ تا ۸ درصد در دستان داعش و نیروهای وابسته آنان قرار دارد؛ شرق فرات در اختیار یک گروه و غرب فرات در دست یک گروه دیگر است. وضعیت فعلی سوریه، وضعیتی ایده آل برای آمریکایی ها و تا حدودی سعوی ها و توجیه کننده حضور غیرموجه آنها در منطقه است.

موضع ما در این میان چیست؟ این بحث وجود دارد که ایران نیز چندان بی میل به حفظ وضعیت مذکور نیست چرا که در هر صورت دست بالا را در این جریان دارد؟

ایران از دولت قانونی سوریه حمایت می کند. برای ما بشار اسد و یا هر فرد دیگری تفاوتی ندارد. مهم ترین موضوع حفظ تمامیت ارضی سوریه و پایان دادن به مناقشات این کشور است که از طریق مذاکرات ژنو و آستانه در حال پیگیری است.

اما به خطر افتادن منافع سعودی ها در منطقه موضوعی است که ایران هم از آن استقبال می کند.

سعودی رژیمی قلدر و بی کفایت است که تنها با منابع مالی اهدافش را پیگیری می کند. ما تمایلی به ایجاد مناقشه و اغتشاش در منطقه نداریم. این وضعیت مورد خواست و تمایل سعودی هاست. جمهوری اسلامی ایران به دنبال اتحاد اسلامی با کشورهای منطقه است و تنها نافی شرایط موجود را صهیونیست ها می داند؛ رژیمی که با مظلوم نمایی به دنبال دستیابی به اهداف خود است.

شاید ما نیز شرایط این مظلوم نمایی را در اختیار آنها قرار می دهیم. عدم رویارویی ورزشکاران ایرانی با اسرائیلی ها یکی از همین موارد است. اینکه ما با انصراف از عدم رویارویی و یا باخت های مصلحتی از گردونه رقابت ها خداحافظی می کنیم و زمینه را برای تحریم حوزه های مختلف ورزشی کشور در میادین جهانی فراهم می آوریم و در عین حال هم به اسرائیلی ها برای آنچه شما از آن به مظلوم نمایی یاد کرایران صندوق، کمک می کنیم.

معتقدم که ورزش و سیاست هیچگاه از یکدیگر منفک و جدا نبوده اند و اینکه گفته می شود ورزش و سیاست بی ارتباط با هم و دو مقوله جدا از هم هستند را شوخی بیش نمی دانم. برهمین اساس است که می گویم، شک نکنید که تمامی تحرکات صهیونیست ها نسبت به حضور در میادین ورزشی امری در راستای دستیابی به اهداف سیاسی آنهاست. اما اینکه ما نباید با عدم رویارویی با اسرائیلی ها زمینه مظلوم نمایی بیشتر آنها را فراهم آوریم را هم یکی از سیاست های کلان کشوری می دانم که در رئوس عالی نظام در رابطه با آن تصمیم گیری شده است. سیاست کنونی ایران عدم رویارویی با این افراد است. اسرائیلی ها در هیچ یک از رشته های ورزشی توان مقابله با ورزشکاران ایران را ندارند. به عنوان فردی که علاوه بر سیاست، حضوری متمادی در حوزه های مختلف ورزشی داشته است، تاکید می کنم که حضور اسرائیل در میادن ورزشی تنها برای خودنمایی و کسب مشروعیت است.

هزینه های عدم رویارویی ها را چه باید کرد. چگونه می توانیم ایران و ورزش ایران را از هزینه هایی که بر آن تحمیل می شود نجات دهیم. در آخرین نمونه این هزینه دهی، میزبانی جام جهانی کشتی فرنگی که قرار بود در فروردین ماه در اهواز برگزار شود از ایران گرفته شد.

ما هزینه های بسیار سنگین تری را در راستای ایستادگی در اهداف خود پرداخت کرده ایم. مواردی که شما به آنها اشاره می کنید در مقابل هزینه های جنگ هشت ساله و یا مواردی مانند آن، در جایگاه های پایین تری قرار دارند. اما با این همه معتقدم که باید با مدیریت این شرایط به گونه ای عمل کنیم که هم خطوط قرمز نظام حفظ شود و هم از تحمیل این هزینه ها به کشور جلوگیری شود.

پیشنهاد شما در این رابطه چیست؟

به اعتقاد بنده، عدم رویارویی با ورزشکاران اسرائیل سیاست درستی است اما باید آن را مدیریت کرد.

این مدیریت باید به چه صورت باشد؟

خطوط قرمز نظام حفظ شود. در ضمن نباید اسیر خبرپراکنی ها و دسیسه های اسرائیلی ها و سلطه خبری آنها شویم.

اما بیشتر رسانه های جهان توسط همین سیستم یا به قول شما سلطه خبری هدایت می شوند. منظور من این است که سهامداران طیف کثیری از بنگاه های رسانه ای دنیا، جامعه یهودیان جهان است.

بله درست است. اسرائیلی ها هیچ هزینه ای برای تبلیغات رسانه ای خود صرف نمی کنند و همواره در رسانه های پرقدرت و ذی نفوذ جهان هم حضور دارند. به خاطر می آورم که چند سال پیش مقاله ای را در یکی از شماره های روزنامه هرالد تریبیون مشاهده کردم مبنی براینکه، پس از تشکیل اسرائیل، دولت این رژیم بخشنامه ای را خطاب به یهودیان سراسر جهان که دل در گرو اسرائیل دارند صادر کرده و از آنها خواسته است که روزنامه نگاری را یکی از اولویت های خود در زمان انتخاب شغل قرار دهند. این موضوع بدان معنا است که مقامات اسرائیلی با سرمایه گذاری بر نیروی انسانی به صورت بالقوه و بالفعل از پتانسیل تمام رسانه های جهان برخوردار هستند. این موضوع در مورد عربستان به گونه ای دیگر صادق است. سعودی ها علاوه بر صرف هزینه های مادی از قابلیت تکلم و نوشتن به یکی از چهار زبان برتر دنیا هم برخوردار هستند. بعد هم باید توجه داشته باشیم که ما برای خبرنگار و رسالت های خبری و تبلیغاتی هیچ ارزشی قائل نیستیم. و الا در رابطه با همین موضوع عدم رویارویی ورزشکاران ایرانی و اسرائیلی تا این اندازه با مشکل مواجه نمی شدیم.

در همین مناقشات منطقه و جهان، آمریکایی ها هم به ایران مدام اولتیماتوم می دهند که در صورت عدم اجرای تغییرات موردنظر در برجام، تا ماه می از این توافق خارج خواهند شد.

ترامپ از برجام خارج نمی شود. ترامپ می خواهد برجام را بلااستفاده کند. برجام حاصل ۱۴ سال مذاکره برای طرف های مذاکره کننده و بیش از ۳۰ سال کار میدانی برای ایرانی ها است. ما سالیان سال برای افزایش سانتریفیوژها، راه اندازی راکتورها و در کل دانش هسته ای مان تلاش کرده ایم. آمریکاییها هم آن را می دانند. برهمین اساس یکی به نعل می زنند یکی به میخ. ترامپ تند صحبت می کند و وزارت خارجه این کشور آن را تعدیل می کند و از اروپایی ها امتیاز می گیرد. موضوعات دیگری چون حقوق بشر و فعالیت منطقه ای ایران را به میان می کشد و می خواهد که ایران را در موضع ضعف قرار دهد تا از قبل آن اهداف تجاری خود را پیگیری کند. ترامپ می داند که اگر ایران از برجام خارج شود به فعالیت های گذشته خود بازمی گردد و جامعه جهانی نیز آمریکا را مسوول این روند قلمداد می کند.

دنیس چایپیرئیس گروه ایران در اداره اقدامات خارجی اتحادیه اروپا به مقامات اروپایی پیشنهاد داده است که در صورت خروج آمریکا از برجام به قانون (blocking regulations) باز گردند که از شرکت های اروپایی در مقابل آمریکا محفاظت می کند. (این سیستم در سال ۱۹۹۶ برای نخستین بار مطرح و اجرا شد.)

اجرای این سیستم برای ایران بسیار هزینه بر است و کار را برای ما سنگین می کند. (این سیستم کارمزد محور است.) بعد هم مشکل فعلی ما عدم حضور بانک ها و شرکت های بزرگ اروپایی است که به دلیل ترس از تهایران صندوقهای آمریکا هنوز وارد ایران نشده اند.

اما تهایران صندوقهای آمریکا نسبت به خروج از برجام تبعات ناخوشایندی در بر خواهد داشت چرا که ایران نیز عنوان کرده است که در صورت خروج واشنگتن، برجام را بلااستفاده قلمداد می کند.

آمریکا همین حالا هم خارج از برجام قرار دارد. مقامات پیشین واشنگتن متعهد شده بودند که با اجرای برجام، روند سرمایه گذاری و تجارت خارجی در ایران را تسهیل کنند این در حالی است که با سیاست های مقامات فعلی آمریکا نه تنها این امر محقق نشد بلکه با روش دلال منشانه ترامپ نسبت به کسب امتیازات بیشتر همان هایی که هستند هم در یک حالت دودلی به سر می برند. برای همین است که می گویم رئیس جمهور آمریکا تنها به دنبال دستیابی به اهداف مالی خود و یا در نهایت بلااستفاده کردن برجام است.

شما پیش بینی می کنید روند اجرای برجام به همین شکل ادامه پیدا کند. این روند که مورد خواست و مطالبه ما نیست.

قطعا روند فعلی مورد انتظار ما از برجام نیست. ما باید از شکاف میان اروپا و آمریکا استفاده کنیم. شکافی که ارتباطی به ایران ندارد اما می تواند دستاوردها و منافعی را نصیب ایران کند. خروج از معاهده پاریس، اعمال قانون مهاجرت و جلوگیری از مهاجرت اروپایی ها به ایران، موضوع کاهش کمک های مالی به سازمان ملل و ناتو و بحث اعمال تعرفه های سنگین بر روی کالاهای اروپایی و یا اقداماتی که اروپا احساس می کند در حالتی تحقیرآمیز از سوی شریک آمریکایی خود قرار دارد همه و همه شکافی عمیق در مناسبات آمریکا و اروپا را رقم زده است. برهمین اساس است که می گویم از اروپایی ها برای مقابله با تهایران صندوقات آمریکا استفاده کنیم.

استفاده از توان داخلی نیازمند سرمایه گذاری خارجی است. آقای جهانگیری در آخرین مصاحبه خود با روزنامه فایننشال تایمز عنوان کرده است که ما توانسته ایم طی سال اخیر ۳۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری خارجی جذب کنیم. این در حالی است که آقای روحانی تاکید کرده اند ایران برای پیش برد اهداف ترسیم شده خود نیازمند ۵۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری خارجی است. یعنی حتی با وجود اقدامات صورت گرفته، ما به ۲۰ میلیارد دلار دیگر سرمایه گذاری خارجی نیازمندیم.

این سرمایه گذاری جذب شده یا تنها با آنها موافقت شده است؟

به نظر می رسد منظور آقای جهانگیری موافقت با این سرمایه گذاری ها بوده است.

همینطور است. از موافقت تا جذب شدن تفاوت های بسیار زیادی وجود دارد. البته من آمار دقیقی از میزان سرمایه گذاری های صورت گرفته ندارم اما می دانم که برای رشد اقتصادی کشور ما به ارقامی به مراتب بیش از میزان گفته شده نیاز داریم و در صورتی که بخواهم ارزیابی واقع بینانه ای داشته باشیم، امکانی هم برای جذب این سرمایه گذاری توسط ایران وجود ندارد.

به دلایل سیاسی یا اقتصادی؟

هم سیاسی و هم اقتصادی. ما هم به لحاظ ساختاری و هم زیربنایی با مشکلات عایران صندوقه ای مواجه هستیم. علاوه براین باید توجه داشته باشید که رقبای ما در کشورهای دیگر جذابیت های بسیار زیادی را در اختیار سرمایه گذاران خارجی قرار می دهند که ما از آنها محروم هستیم. برهمین اساس اعتقاد ندارم که ما بتوانیم تمامی سرمایه گذاری خارجی مورد نظرمان را جذب کنیم. اما می توانیم با تقویت حضورمان در برخی از سازمان های منطقه ای چون اکو از پتانسیل های موجود در بعضی از کشورهای همسایه استفاده کنیم. معتقدم که نباید مناسباتمان را تنها محدود به غرب و سرمایه گذاران غربی کنیم. تجربه سال های تحریم نشان داده است که روسیه و چین شرکای قابل اطمینانی برای ما هستند و ما می توانیم از کمک های آنها استفاده کنیم.

اما اعضای اکو به لحاظ اقتصادی چندان قدرتمند نیستند. حتی چین و روسیه که شما به آنها اشاره کرایران صندوق با درخواست های متناوب ایران برای عضویت در سازمان شانگهای مخالفت کرده اند،

مخالفان عضویت ایران در شانگهای چین و روسیه نبوده اند. کشور تاجیکستان بود که آن هم به دلیل بی توجهی ما در تقویت مناسبات با همسایگانمان است. شاید در این میان لازم باشد که به صحبت های صدراعظم آلمان اشاره کنم که گفته بود چین در حال پر کردن خلا حضور آمریکا در جهان است. این سخن به معنای آن است که اروپایی ها نیز به این درک رسیده اند که جهان آینده از آن آمریکا نیست.

البته در دکترین نظامی آمریکا نیز به لزوم چرخش به شرق (چین) اشاره شده است. اینکه جنگ قدرت در آینده در حیطه های اقتصادی خواهد بود و آمریکا باید به کشورهای شرق دور به ویژه چین توجه ویژه ای داشته باشد.

چین در حال تبدیل شدن به ابر قدرت جهان است. اما ما با سیاست های ۴۰ سال گذشته، همچنان غرب را محور فعالیت های جهانی می دانیم.

چینی ها هم بیشتر متمایل به همکاری با غرب هستند تا ایران.

شاید به این جهت باشد که گمان می کنند که ما چین را به مثابه یک محل گذار تلقی می کنیم. گاهی وقت ها دیپلمات های چینی و روسی این موضوع را به زبان می آورند که ایرانی ها فکر می کنند تکنولوژی و پیشرفت تنها در انحصار غرب است. ما باید این ایران صندوقگاه را از اذهان مقامات این کشورها خارج کنیم. باید توجه داشته باشیم که چه بخواهیم و چه نخواهیم چینی ها در سخت ترین شرایط و در سالهای اعمال تحریم های غیرمنصفانه غرب در کنار ایران بوده اند.

سود این همراهی را هم به چندین برابر قیمت به دست آورده اند.

مگر حتی همین غربی ها بی اجر و مزد برای ما کاری انجام می دهند که به چینی ها خرده می گیریم. چینی ها کمک های خود را با دریافت سود خود در اختیار ایران قرار دادند. اما غرب همین کمک ها را حتی در ازای دریافت سود از ما دریغ کرد. برهمین اساس هم معتقدم ضمن تکیه به توانمندی های داخلی باید نگاهی متوازن به تمامی کشورهای جهان داشته باشیم.

اخیرا موسسه بین المللی مطالعات استراتژیک آماری را از ۱۵ کشوری که در سال ۲۰۱۷ بیشترین بودجه نظامی جهان را داشته اند، منتشر کرده است که به ترتیب شامل کشورهای آمریکا، چین، عربستان، روسیه، هند، انگلیس، فرانسه، ژاپن، آلمان، کره جنوبی، برزیل، استرالیا، ایتالیا، اسرائیل و عراق هستند. جالب است که ایران در این میان جایی ندارد.

ما در زمینه تولید سلاح تقریبا به خودکفایی رسیده و آن را بومی سازی کرده ایم. این آمار به کشورهایی تعلق دارد که خریدار و یا فروشنده سلاح هستند. اصلا یکی از دلایل خواست جامعه جهانی در انعقاد برجام همین توفیقات روزافزون ما در توانمندی های نظامی بود. ایران نسبت به کشورهای منطقه و تمامی همسایگان خود در موضعی برتر نسبت به توانمندی های نظامی قرار دارد که به عنوان عاملی بازدارند برای کشورهای دیگر عمل می کند.

اما محمد بن سلمان در مصاحبه ای که اخیرا با شبکه سی بی اس داشت، مدعی شده است که ارتش ایران حتی در میان ۵ ارتش قدرتمند جهان اسلام هم جایی ندارد.

البته فکر می کنم منظور این جوان نابلد سیاسی بیشتر این باشد که ایران در میان کشورهای وارد کننده سلاح جایی ندارد که کاملا درست نیز هست چرا که ما خود سازنده تسلیحات هستیم و نیازی نداریم که مانند کشورهایی چون عربستان با صرف هزینه های هنگفت موجودیت خود را حفظ کنیم. کیان کشور ما وابسته به تولیدات هیچ کشور دیگری نیست. وضعیت فعلی منطقه و برتری نیروهای ایران قویا گویای این واقعیت است. موضوعی که حتی کارشناسان غربی نیز بدان اذعان دارند.

با وجود اوضاع پیچیده و سردرگم برخی از کشورهای منطقه، ارزیابی شما از وضعیت فعلی خاورمیانه چیست؟

با توجه به عملکرد سعودی در منطقه و همچنین مشکلات فراوان اسرائیل در سرزمین های اشغالی معتقدم که چشم انداز منطقه به نفع ایران است. البته مقامات کشور هم باید به مطالبات مردم توجه بیشتری داشته باشند و در مسیر مبارزه با تبعیض، رانت و فساد گام های جدی بردارند. جمهوری اسلامی باید برای ایجاد وفاق ملی و امید و اشتیاق در جامعه جوان کشور عملکرد در خور توجهی داشته باشد. مهمترین عامل مانایی کشور جوان های ما هستند. نباید از آنها غافل شویم. جوانان ما از زمان جنگ تاکنون، موجبات رشد و پیشرفت کشور را فراهم آورده اند.

همین توجه به نیروی جوان به جای ایران در عربستان آغاز شده است.

خیلی نباید به این اصلاحات گذرا توجه کرد.

اما همین اصلاحات گذرا موجب ایجاد اشتیاق در جامعه جوان کشور به ویژه در میان زنان شده است.

موثر و بادوام نیست.

مشاهده ادامه مطلب

برجام اوباما؛ برجام ترامپ؟!

نویسنده: نصرت الله تاجیک، تحلیلگر مسائل بین الملل

ایران صندوق: اگرچه حل مسائل آمریکا با کره شمالی بعد از آنکه به عنوان یک قدرت هسته ای مطرح شده است و به راحتی آمریکا را تهایران صندوق می کند راهی بس طولانی در پی دارد، اما حداقل ما در ایران باید دقت کنیم که ترامپ ممکن است حتی با امتیازدهی با کره شمالی به تفاهم احتمالی برسد اما یقینا با ایران که در نیمه راه هسته ای شدن است حاضر نیست کنار بیاید. برجام حاصل رویکرد ایران برای تعامل با جامعه جهانی بود تا به راه کره شمالی نرود، بلکه یک فضای تنفسی برای سیاست خارجی بوجود آورد تا از این راه جایگاه واقعی خود را پیدا و نقش مثبت و سازنده منطقه ای خویش را مسئولانه ایفا نماید تا زمینه توسعه سیاسی اجتماعی کشور و تامین حداقل رفاه عمومی مردم فراهم گردد و سیاست خارجی ایران تا زمانی که برجام بتواند به تامین حداکثری منافع ایران بپردازد و مصالح عمومی را رعایت کند باید به آن وفادار بماند اما نه چیزی بیش از آن همچون امتیاز دادن برای ماندن ترامپ در برجام!

زیرا اگر نگوئیم هدف، حداقل کارکرد سیاست های داخلی و خارجی ترامپ به چالش کشاندن دستاوردهای اوباما است و در این راه هیچ شکی به خود راه نمی دهد، اما در مورد برجام ترامپ باید هزینه خروجش از برجام را بپردازد. او در این راه در بعضی موارد موفق شده و در پاره ای از زمینه ها شکست خورده و واقعیات را قبول کرده است اما دست از تلاش برنداشته است. نگاهی به تصویر بزرگ دنیا و مخصوصا” خاورمیانه نشان می دهد که هیچ زمانی دنیا به این اندازه دچار هرج و مرج نشده و هیچ زمانی جایگاه بین المللی آمریکا تا این میزان لطمه نخورده بود. ترامپ نه تنها در صحنه بین المللی بلکه حتی در اداره کاخ سفید سردرگم است و روند پیاده شدن از قطار بدون فرمان و ترمز ترامپ ادامه داشته و او با اقداماتش کاری جز به هم ریختگی دنیا انجام نمی دهد! هیچ کس بهتر از ترامپ نمی توانست نشان دهد که کشورها برای افتادن روی ریل دموکراسی و توسعه نمی توانند و نباید از آمریکا تبعیت کنند بلکه باید راه خود را طی کنند.

از منظر داخلی نیز آن گونه که چندی پیش واشنگتن پست نوشت «ترامپ اصول ایران صندوق آمریکایی را نقض کرده و مردم آمریکا را نیز در این زمینه دچار سردرگمی جدی کرده و حتی در اذهان عمومی تصویری از یک دولت بی کفایت از خود برجای گذاشته است. او خودسرانه معیارهایی را به جامعه مدنی تحمیل کرده که هیچ تناسبی با زیرساخت های سیاسی و قانونی آمریکا ندارد و حتی امنیت آمریکا را نیز به خطر انداخته است. اقدامات مخرب ترامپ موجب شده است دولت بعدی که در این کشور روی کار آمد مجبور باشد ساختار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی کاملا به هم ریخته این کشور را بار دیگر از پایه بسازد.» چامسکی نیز به گونه ای دیگر به این اوضاع نگاه کرده که می گوید: «جهان در حال گذار از نظم قدیمی به یک نظم جایران صندوق است که مختصات این نظم جایران صندوق هنوز به درستی مشخص نیست. نشانه های این گذار را می توان تغییرات در توزیع هرم قدرت جهانی، تضعیف نهادها و رژیم های بین المللی کنونی، تضعیف آمریکا و افول گسترده هژمونی این کشور، ایجاد نظم های منطقه ای جایران صندوق، تضعیف دلار در مناسبات مالی و تجاری جهان، خیزش قدرت های منطقه ای و بین المللی جایران صندوق دانست.»

اجازه می خواهم ۱۰ سال به عقب برگردم و نگاهی به رویکرد استراتژیک و نحوه تفکری در دوران اوباما برگردم که شیطان اکبر ترامپ است! اگرچه سخنرانی اوباما در زمینه سیاست آمریکا در خاورمیانه و شمال آفریقا در ۱۹ می ۲۰۱۱ ، زمینه کلی و بیشتری به منتقدان وی داد که دکترین او را نظیر بوش پسر بدانند و انتقاداتی نسبت به آن داشته باشند، اما در عالم واقع تفاوتی کلیدی میان این دو ایران صندوقگاه وجود داشت. زیرا بوش به دنبال گسترش دموکراسی از طریق ابزار های قدرت سخت بود و اوباما از طریق قدرت نرم تا جایی که بر صلح در منطقه و استفاده از ابزارهای دیپلماتیک و اقتصادی جهت تسهیل در انتقال دموکراتیک تاکید داشت و ترامپ مجددا” به همان دکترین بوش برگشته است! بنابراین از دکترین سیاست خارجی اوباما در جهت دموکراتیزه کردن خاورمیانه با عنوان قدرت هوشمند یاد شد که هم منطقه را به سمت توسعه می توانست سوق دهد و هم از به هم ریختگی سیاسی و ژئوپلیتیکی منطقه جلوگیری بعمل می آورد و این با منافع کمپانی های تسلیحاتی که خاستگاه ترامپ است در تضاد بود.

با این اوضاع ما نباید سرنوشت خود را به هرج و مرجی که ترامپ به راه انداخته است گره بزنیم. سیاست خارجی ما باید آنقدر قوی شود تا از تمامی ظرفیت های کشور استفاده تاثیرگذار و نه صرفا بده بستانی و یا پیام رسانی بکند. خبر رویترز در زمینه تهیه پیش نویس تحریم های جایران صندوق به دلیل توسعه صنایع موشکی و نقش و اهداف سیاست خارجی ایران در خاورمیانه و اجلاس یک روزه اروپائیها در برلین قبل از اجلاس برجام در وین نشان از نوعی تقسیم کار دارد. تلاش دیپلماتیک ایران باید در راستای جلوگیری از کلید خوردن ایران هراسی ۲ از طریق یارگیری، بلوک بندی و رفتار دیپلماتیک باشد و سیاست خارجی کشور باید از طریق کار با قدرت های تاثیرگذار منطقه و بین المللی نباید اجازه دهد اروپا با آمریکا هم موضع شود.

زیرا دغدغه اروپا با منافع آمریکا در این زمینه متفاوت است. اگرچه در بسیاری از موارد توانمندی های دفاعی به دلیل ارتباطش با حوزه امنیت ملی در بده بستان نه وارد می شود و نه باید وارد شود، اما از مذاکره نیز نباید هراس داشت و ترسید و باید روش اقناعی و اطمینان دهی در پیش گرفت. اینکه اروپا به دلایلی از جمله اقتصادی ناچار است تا از امریکا پیروی کند جمله عام و عمومی نیست و بسته به برخورد و رفتار ما دارد. قدرت موشک ما باید حافظ امنیت ما باشد و نه ترس دیگران. اینگونه امور را باید سیاسیون طراحی مدلسازی و ارائه کنند تا طرف مقابل هم به اطمینان نسبی برسد.

باید امیدوار بود سیاست خارجی در سال جایران صندوق هم از جهت درونی و سازوکار تصمیم سازی و تصمیم گیری در خود تحولی بوجود آورد و هم برای تبیین نقش و جایگاه خود در داخل و خارج روش جایران صندوقی را بکار گیرد. من خیلی خوشبین نیستم و معتقدم سیاست خارجی کشور فاقد عنصر تهور، ریسک پذیری، طراحی، تصمیم سازی، ایجاد اجماع و بلوک سازی است و این را من انفعال می دانم و دلیل اصلی اش قسمتی مربوط به توجه نداشتن به اثرات سیاست های داخلی بر سیاست خارجی و کاهش انسجام ملی و قسمت دیگرش جزیره ای اداره شدن سیاست خارجی و قرار نگرفتن وزارت امور خارجه در جایگاه خود است.

مشاهده ادامه مطلب

یمن، میدان تقابل سنا و دولت ترامپ

ایران صندوق: جنگ یمن به موضوع جایران صندوق اختلاف میان کنگره و دولت ایالات متحده تبدیل شده است. جیمز متیس، وزیر دفاع آمریکا که برای گفت وگو بر سر بحران یمن به عمان سفر کرده است اعلام کرد نظامیان آمریکایی در کنار نظامیان امارات در یمن علیه القاعده می جنگند. به گفته متیس این عملیات تنها به مقابله با داعش محدود نمی شود و در ماه های اخیر علیه داعش نیز در شبه جزیره عرب عملیات هایی انجام شده است.

وزیر دفاع ایالات متحده آزادسازی مکلا در یمن را یکی از نمونه های موفق همکاری امارات و آمریکا دانست و گفت: «مکلا به مدت یک سال در کنترل القاعده بود و امارات متحده عربی به کمک آمریکا و کمک های اطلاعاتی واشنگتن، با هماهنگی و سازماندهی قبایل محلی توانست این شهر را پس از یک سال و طی کمتر از دو روز آزاد کند.» حمایت جیمز متیس از حضور نظامی آمریکا در یکی از جبهه های جنگ یمن در حالی مطرح می شود که سنای آمریکا قصد دارد با تصویب پیش نویسی قانونی، خواستار توقف حمایت نظامی واشنگتن از عربستان و متحدانش در جنگ یمن شود. پیش نویش قانون سنای آمریکا در حالی قرار است به رأی گذاشته شود که حدود ۴۰ سازمان غیردولتی است که از سناتورهای آمریکایی خواسته اند تا از طرح ارائه شده از سوی سناتور برنی سندرز، کریس مورفی و مایک لی که ارائه کرده اند، حمایت کنند.

پیش نویس این قانون مذکور خواستار رأی گیری درباره ماموریت ارتش آمریکا در مورد نقش نظامی این کشور در یمن براساس قانون اختیارات جنگ شده است. مخالفان حضور نظامی آمریکا در یمن و کمک های نظامی این کشور به عربستان و متحدانش در جنگ یمن، رأی گیری در مورد این پیش نویس را بهترین فرصت برای پایان کمک نظامی به عربستان در این جنگ می دانند. جنگ یمن که در آستانه ورود به سومین سال خود است باعث رقم خوردن وضعیت وخیم انسانی در این کشور شده و گسترش وبا و قحطی نگرانی سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری را برانگیخته است. در صورتی که در این رأی گیری، سناتور ها به پیش نویس ارائه شده از سوی سه سناتور آمریکایی رأی مثبت دهند، شاهد پایان مشارکت مستقیم و غیر مستقیم ایالات متحده در جنگ یمن خواهیم بود و ورود مجدد به این جنگ نیاز به مصوبه کنگره آمریکا خواهد داشت.

برنی سندرز یکی از سناتورهای ارائه کننده این طرح گفته است که «آمریکا در حالی در جنگ یمن به طور مستقیم و غیر مستقیم حضور دارد که این حضور مجوز اعلام جنگ و استفاده از نیروی نظامی در جنگ یمن را از سوی کنگره دریافت نکرده است. بر همین اساس این حضور غیر قانونی است. کنگره باید از طریق پیش نویس قانونی بر نقش قانونی خود تأکید کند.» استناد سه سناتوری که این پیش نویس را ارائه کرده اند بندی از قانون نیروهای جنگی که در سال ۱۹۷۳ تصویب شده است که براساس آن هر کدام از اعضای مجلس نمایندگان و سنا اجازه می یابند تا لایحه ای در مورد عقب نشینی نیروهای مسلح ایالات متحده از جنگ را مطرح کنند.

این قانون شامل حضور نظامی یا حمایت های نظامی از جنگ هایی می شود که بدون کسب موافقت کنگره صورت گرفته باشد. براساس اعلام پنتاگون، نیروهای آمریکایی در جریان عملیات عربستان و متحدانش در جنگ علیه حوثی های یمن اقدام به سوخت رسانی به جنگنده های ائتلاف عربستان و ارائه اطلاعات در مورد اهداف نظامی می کنند. سنای ایالات متحده در حالی قصد رأی گیری در مورد حضور آمریکا در جنگ یمن را دارد که طی ماه های اخیر و با گسترده تر شدن بحران انسانی در این کشور اعتراض های بین المللی به تجهیز عربستان شدت گرفته است. عربستان در این جنگ از جنگنده ها، بمب ها و موشک های خریداری شده از سوی ایالات متحده استفاده می کند.

این عملیات ریاض تاکنون جان هزاران غیرنظامی را در یمن گرفته و بیمارستان ها، مدارس و مناطق مسکونی زیادی را نابود کرده است. از سوی دیگر ائتلاف عربستان با محاصره زمینی، هوایی و دریایی یمن مانع از ارسال کمک های دارویی، بهداشتی و غذایی به این کشور شده تا بدترین قحطی جهان طی دهه های اخیر در یمن ثبت شود. همچنین هدف قرار دادن زیرساخت های بهداشتی و آبی یمن به شیوع وبا و بیماری های واگیردار دیگر منجر شده است. مخالفت ها با کمک نظامی به ائتلاف عربستان تنها ایالات متحده را هدف قرار نداده و بریتانیا و آلمان نیز به عنوان دیگر صادرکنندگان عمده تسلیحات نظامی به عربستان مورد انتقاد قرار گرفته اند.

تشایران صندوق بحران

براساس آمار سازمان ملل از زمان آغاز جنگ یمن در ماه مارس ۲۰۱۵، حداقل ۱۰ هزار غیرنظامی در یمن کشته شده اند، اما پیش بینی می شود به دلیل عدم دسترسی بازرسان و امدادگران سازمان ملل این آمار فراتر از رقم اعلام شده باشد. در همین حال بیش از سه میلیون نفر آواره شده و صدها هزار نفر نیز با توجه به گسترش وبا و قحطی، کشورشان را ترک کرده اند. یمن که قبل از حمله ائتلاف عربستان نیز فقیرترین کشور خاورمیانه به شمار می آمد وابستگی زیادی به واردات دارد و عربستان با توجه به این واقعیت و برای تحت فشار قرار دادن حوثی ها اقدام به محاصره دریایی، زمینی و دریایی این کشور کرده است.

با وجود اعتراض های بین المللی همچنان هم ایالات متحده و بریتانیا با ادامه فروش اسلحه و کمک های لجستیکی و نظامی عملا از ائتلاف عربستان حمایت کرده اند. چرا که بدون ارسال تسلیحات نظامی خارجی حضور در جنگ یمن برای عربستان دشوار خواهد بود. در همین حال طی بیش از ۱۵ سال اخیر ایالات متحده نزدیک به ۱۲۰ میلیون دلار هم به تجهیز نیروهای علی عبدالله صالح، رئیس جمهوری پیشین یمن اختصاص داده است.

نزدیک به سه سال پیش با فرار عبد ربه منصور هادی رئیس جمهور وقت یمن، محمد بن سلمان پسر ملک سلمان پادشاه عربستان و با همراهی امارات متحده عربی، بحرین و تعدادی دیگر از کشورهای عربی و آفریقایی و برای بازگرداندن هادی به قدرت حملات هوایی به یمن را آغاز کرد. نظامیان عربستان در ابتدای عملیات ادعا کرده بودند که طی کمتر از دو ماه، حوثی ها را شکست خواهند داد و عبد ربه منصور هادی دوباره بر کرسی ریاست جمهوری خواهد نشست.

به این ترتیب شورای امنیت سازمان ملل هم در حمایت از ریاض این عملیات را قانونی اعلام کرد، اما در حال حاضر نزدیک به سه سال از این حملات می گذرد و حتی استفاده از بمب های خوشه ای و حملات گسترده به مواضع حوثی ها با وجود آن که این گروه را در برخی نقاط وادار به عقب نشینی کرده، اما نتوانسته اهداف ریاض و متحدانش را تأمین کند و با توجه به بحران انسانی در این کشور فشارها به عربستان برای پایان دادن به این عملیات افزایش

یافته است.

در این مدت عربستان حملات زمینی کوتاهی نیز با استفاده از تجهیزات آمریکایی و حمایت اطلاعاتی این کشور انجام داد. در می ۲۰۱۷ ارتش عربستان، صعده یکی از شهرهای مهم یمن را هدفی نظامی اعلام کرد و طی دو ماه در عملیات هوایی و زمینی تقریبا تمام زیرساخت های این شهر را از بین برد. حمایت های نظامی آمریکا از عربستان محدود به دولت دونالد ترامپ نمی شود. آمریکا در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما، هم نزدیک به ۱۲۰ میلیارد دلار تجهیزات جنگی از جمله ناو، سیستم های دفاع هوایی و تانک در اختیار عربستان قرارداد.

در اواخر دولت اوباما و با گسترده تر شدن بحران انسانی در یمن، جان کری وزیر خارجه آمریکا تلاش کرد تا با کمک کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس میان حوثی ها و عبد ربه منصور هادی میانجی گری کند که در آن ناکام ماند. با روی کار آمدن دونالد ترامپ و با وجود آن که او وعده داده بود تا در سیاست خارجی و هزینه های نظامی خارجی کشورش تجایران صندوق نظر اساسی کند، اما در عمل طی بیش از یک سال اخیر نه تنها حمایت های نظامی آمریکا از عربستان کاهش نیافت بلکه قراردادهای نظامی تازه ای نیز میان واشنگتن و ریاض منعقد شد.

ترامپ در ماه می ۲۰۱۷ و در میانه اعتراض ها نسبت به فاجعه انسانی در یمن به عربستان سفر کرد و قرارداد نظامی ۱۱۰ میلیارد دلاری با این کشور به امضا رساند. رسانه های آمریکایی نقش جارد کوشنر داماد و مشاور ویژه ترامپ را در انعقاد این قرار داد بسیار کلیدی می دانند. از سوی دیگر محمد بن سلمان نیز که علاوه بر وزارت دفاع، به مقام ولیعهدی عربستان ارتقا یافته، علاقه زیادی به بهبود رابطه با ایالات متحده دارد و تلاش می کند سردی رابطه دو کشور در دوران ریاست جمهوری اوباما را پشت سر بگذارد.

در همین راستا بود که ترامپ در جریان سفر به ریاض اشاره ای به حقوق بشر نکرد. این در حالی است که رکس تیلرسون، وزیر خارجه آمریکا در میانه ارسال تسلیحات نظامی کشورش به عربستان، اعلام کرد ایالات متحده برای پایان دادن به جنگ یمن و کاهش تلفات غیرنظامیان در این کشور با متحدان عرب خود رایزنی می کند. با این حال طی بیش از هشت ماهی که از سفر ترامپ به عربستان می گذرد نه تنها بحران انسانی در یمن کاهش نیافته بلکه براساس گزارش یونسکو تبدیل به «وخیم ترین بحران انسانی در جهان» شده است. در این مدت و با وجود اعتراض های بین المللی، افزایش فروش تجهیزات نظامی آمریکا به عربستان، باعث شده تا آتش حملات این کشور در یمن شعله ور تر شود.

گاردین/ تحریریه ایران صندوق/۳۳

مشاهده ادامه مطلب

توییت ظریف درباره عظمت تاریخی و بزرگ منشی ایرانیان در برخورد با تازه به دوران رسیده های جهان سیاست

دکتر ظریف: ایرانیان با هزاران سال تمدن، دارای چنان عمق تاریخی هستند که اهانت های احمقانه یک رهبر تازه به دوران رسیده را ناایران صندوقه بگیرند؛ کسی که همه دانش او از تاریخ، سیاست و دیپلماسی را می توان در ٢٨٠ حرف خلاصه کرد – با این همه هنوز از آن جوانک آلت دست خود بیشتر می داند.

مشاهده ادامه مطلب

هفت سال است «زندگی جهنمی» را تجربه می‌کنم

رئیس جمهور اسبق فرانسه ضمن ابراز ناخرسندی از شرایطش طی هفت سال گذشته، اتهامات مربوط به فساد مالی را رد کرد.

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری فارس، «نیکلا سارکوزی»، رئیس جمهور اسبق فرانسه اتهامات مربوط به فساد مالی را رد کرد.

روزنامه فرانسوی «لو فیگارو» گزارش کرد سارکوزی که ۴۸ ساعت در بازداشت پلیس فرانسه بود به مقامات قضایی و بازپرس ها گفته بود هیچ شواهدی که اتهامات مربوط به دریافت کمک مالی از لیبی برای مبارزات انتخاباتی سال ۲۰۰۷ را ثابت کند وجود ندارد.

سارکوزی گفت: «من بدون هیچ گونه مدرکی متهم شده ام. این تهمت ها و دروغ ها زندگی من را  از سال ۲۰۱۱ جهنمی کرده است.»

در بهار سال ۲۰۱۲، رسوایی مالی علیه رئیس جمهور سابق فرانسه مطرح شد مبنی بر اینکه سارکوزی از «معمر قذافی» رهبر اسبق لیبی، کمک مالی دریافت کرده است.

در آن گزارش ها آمده بود لیبی قبل از انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۰۷ فرانسه، مبلغی معادل ۵۰ میلیون یورو به کمپین انتخاباتی سارکوزی کمک کرده است.

بازپر س ها همچنین سارکوزی را به دریافت رشوه، سوء استفاده از جایگاه خود برای اهداف شخصی و پنهان کردن مسئله مربوط به نقض اسرار دولتی متهم کرده اند.

سارکوزی در بین سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۲ رئیس جمهور فرانسه بود و در انتخابات سال ۲۰۱۲ رقابت را به «فرانسوا اولاند» واگذار کرد.

مشاهده ادامه مطلب

شعار «اسد باید برود» دیگر قابل اجرا نیست

وزیر امور خارجه انگلیس اعتراف کرد که دیگر برکناری رئیس جمهور سوریه از قدرت قابل اجرا نیست.

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری فارس، «بوریس جانسون» وزیر امور خارجه انگلیس به کمیته امور خارجه مجلس عوام انگلیس تصریح کرد که شعار «اسد باید برود» دیگر قابل اجرا نیست.

خبرگزاری روسی اسپوتنیک در این خصوص گزارش کرد، جانسون روز چهارشنبه (دیروز) گفته است، در حالیکه «بشار اسد» رئیس جمهور سوریه ممکن است از مجازات برای مرگ غیرنظامیان این کشور هراس داشته باشد اما شعار «اسد باید برود» دیگر قابل اجرا نیست.

وی در اینخصوص اینگونه گفت: «این ترس از مجازات است که ممکن است قدرتمندتر از هرچیز دیگری باشد اما شعار قدیمی اسد باید برورد به طور قطع در حال حاضر دیگر کارساز نیست».

این مقام انگلیسی بر توانمندی رئیس جمهور سوریه تأکید کرد و افزود که اسد در حال حاضر ۷۵ درصد از جمعیت سوریه و ۵۰ درصد از قلمرو این کشور را تحت کنترل دارد و بهترین مسئله «گردهم آمدن در میز (مذاکره) ژنو و آغاز فرایند راه حل یک قانون اساسی جایران صندوق برای سوریه است».

بر اساس گزارش اسپوتنیک، شماری از کشورهای غربی از جمله آمریکا، انگلیس و فرانسه، خلع اسد از قدرت را یک اولویت می دانستند و این در حالی است که روسیه از سال ۲۰۱۵ تاکنون به درخواست دولت دمشق، از اسد حمایت نظامی می کند.

جنگ سوریه در سال ۲۰۱۱ بعد از پیدایش مخالفان مسلح و گروههای شبه نظامی آغاز شد و هم اکنون نشست های آستانه و ژنو درباره سوریه بر حل سیاسی بحران سوریه متمرکز است.

مشاهده ادامه مطلب

دانلود آهنگ ایوان باند قلب دیوار

این مطلب از وبسایت آپ موزیک ریپوتاژ گردیده و فقط و فقط جهت اطلاع رسانی منتشر شده است.

دانلود آهنگ ایوان باند قلب دیوار

امشب شما آپ موزیکی ها میتوانید دانلود کنید و لذت ببرید از آهنگ قلب دیوار با صدای ایوان بند

شعر : حدیث دهقان

Exclusive Song: Evan Band – “Ghalbe Divar” With Text And Direct Links In UpMusic

Evan Band Ghalbe Divar 1 دانلود آهنگ ایوان باند قلب دیوار

متن آهنگ قلب دیوار ایوان باند

♪♪♫♫♪♪♯

جای خالیت داره هر روز پیش چشم من بزرگتر میشه انگار
میزنم به هر دری باز به تو میرسم به ناچار اگه عکسه تو نباشه که میریزه قلب دیوار
♪♪♫♫♪♪♯ هیشکی مثل تو نمیشه منو دست هیشکی نسپار ♪♪♫♫♪♪♯
من یه برگم که تو باد تو به مقصد نرسیدم من یه قلبم که شکستم اما از تو نبریدم
تو مث ستاره ای که رفتی و دنباله داری من از این که با تو باشم خیلی وقته نا امیدم
اما به دوست داشتنت که تا ابد ادامه میدم تو مث ستاره ای که رفتی و دنباله داری ♪♪♫♫♪♪♯
رفتی و دنباله داری

UpMusicTag دانلود آهنگ ایوان باند قلب دیوار

شب و هر شب غم تو یار منه کار منه کار منه دم تو گرم که غمت هنوز کنارمه طرفدار منه ♪♪♫♫♪♪♯
تورو دزدیده ازم آخ که چقدر دنیا بدهکار منه
من یه برگم که تو باد تو به مقصد نرسیدم من یه قلبم که شکستم اما از تو نبریدم
♪♪♫♫♪♪♯ تو مث ستاره ای که رفتی و دنباله داری من از این که با تو باشم خیلی وقته نا امیدم ♪♪♫♫♪♪♯
اما به دوست داشتنت که تا ابد ادامه میدم تو مث ستاره ای که رفتی و دنباله داری
رفتی و دنباله داری

♪♪♫♫♪♪♯

ایوان باند قلب دیوار

منبع : دانلود آهنگ ایوان باند قلب دیوار

مشاهده ادامه مطلب