اتحادیه اروپا در انتظار آلمان

ایران صندوق: یک دهه پس از بحران مالی سال ۲۰۰۸، اتحادیه اروپا هنوز از لحاظ سیاسی درگیر رکود است، اما اگر قرار است پروژه ائتلاف کشورهایی اروپایی با موفقیت همراه شود، اتحادیه اروپا باید قوی تر شود. در غیر این صورت نیروهای ناسیونالیست جایران صندوق، به اعتراض به دموکراسی، حاکمیت قانون و سایر ارزش های تعیین کنندهٔ اتحادیه، ادامه خواهند داد.

دلیل اصلی ماندن اروپا در تنگنا، آلمان است. سال ها بعد از ۲۰۰۸، زمانی که اتحادیه اروپا با پیشرفت کند و افزایش بحران های اقتصادی روبرو بود، آلمان مُصر بود که نمی تواند پروژه اروپا را به تنهایی پیش ببرد و باید منتظر فرانسه ماند.

سپس، بهار سال ۲۰۱۷، امانوئل ماکرون با وعدهٔ انجام اصلاحات در سطح اتحادیه اروپا و به روز کردن اقتصاد فرانسه، به عنوان رئیس جمهور فرانسه انتخاب شد. اندکی بعد آلمان به انتخابات عمومی خود در سپتامبر ۲۰۱۷ نزدیک شد، که باعث زیان قابل توجهی برای اتحادیه دموکراتیک مسیحی آنگلا مرکل شد و منجر به تلاش چند ماهه برای تشکیل دولت جایران صندوق گرایران صندوق.

همزمان با انتخابات آلمان، ماکرون سخنرانی چشمگیری را در سوربن ارائه کرد، که در آن اصلاحات خاصی برای تثبیت منطقه یورو، ایجاد یک سیستم حفاظت مرزی مشترک و یک استراتژی مشترک دفاع از کشور های اروپایی، را پیشنهاد داد. در آن زمان ماکرون از جانب آلمان با واکنش سردی روبرو شد.

در مقابل، آلمان در مورد آیندهٔ اروپا سکوت اختیار کرده و اشاره داشته نگرانی اصلی اش اقتصاد آلمان است. مسئول سختگیر کمیته بودجه پارلمان آلمان، گویا سیاست اروپایی شان را دزایران صندوقه است.

در گذشته، شخص صدراعظم، با توجه به اهمیت تاریخی ائتلاف اروپا، این سیاست را رهبری می کرد. اما گویا اکنون مرکل دست اعضاء اتحادیه دموکرات مسیحی – و افراد حزب خواهر باواریا، اتحادیه اجتماعی مسیحیان – را باز گذاشته است تا در مذاکرات اصلاحات در سطح اتحادیه اروپا از حضور مرکل جلوگیری کنند.

رد پیشنهاد ماکرون، بزرگترین اشتباه سیاسی و بی بصیرتی تاریخی خواهد بود. دو قدرت بنیانگذار سیستم فرا آتلانتیک در شرف منحل کردن این سیستم هستند. آمریکا نیز تضمین امنیت فرا آتلانتیک را مورد سوال قرار داده و در حال تضعیف سیستم تجارت جهانی است که اروپا به ویژه آلمان از سال ۱۹۵۰ به آن متکی بوده است.

چین خود را به عنوان یک قدرت جهانی، که قادر به کشاندن مرکز ثقل اقتصاد جهان از اقیانوس اطلس به منطقه آسیا-اقیانوس آرام است، نشان داده است. اروپایی ها پیش بینی می کنند که چین و آمریکا آن ها را از لحاظ ژئوپولتیکی و هوش مصنوعی (کلیدی ترین بخش اقتصاد در قرن ۲۱) دیگر همراهی نکنند.

اروپا با تهایران صندوق های فوری دیگری در همان حوالی روبروست. ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، بار دیگر مرزهای اروپای شرقی را مورد تست نظامی قرار داده است. رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه، نیز کشورش را از غرب و ناتو دور می کند و کل خاورمیانه می تواند وارد بحرانی طولانی شده که نتیجه آن افزایش مهاجرت به اروپا خواهد بود.

جنگ سوریه نشان می دهد که چقدر اروپا ضعیف شده است. به جز اینکه مقصدی شده برای پناهندگان، اتحادیه اروپا دیگر در سوریه نقشی ندارد.

این تحولات چالش جایران صندوقی را برای اروپا ایجاد می کند. از یک سو، اتحادیه اروپا باید از رقابت تسلیحات هسته ای در منطقه، جلوگیری کرده در عین حال از توافق هسته ای ایران حفاظت کند. از سوی دیگر، اتحادیه اروپا توافق مشارکت با اسرائیل را دارد. پس نمی تواند در رابطه با ایران بی طرف باشد و یا اینکه از جاه طلبی های ایران در منطقه چشم پوشی کند.

به استثناء فرانسه و بریتانیا، اتحادیه اروپا و سایر اعضاء آن بی شک هیچ آمادگی برای این خطرات ندارند، به ویژه آلمان که ارتش آماده ای ندارد. تضمین امنیتی از سوی ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم، باعث شد تا آلمان به تهایران صندوقات استراتژیک فکر نکند. اما اکنون که ترامپ تعهد خود را به متحدانش زیر سوال برده است، آلمان دیگر نمی تواند به چنین تقسیم مطلوب کار ها، اعتماد کند.

در امور مالی، آلمان مدام دیگر کشورهای منطقه یورو را متهم به نقض قوانین و پیروی نکردن از سیاست های ریاضتی می کند. در مورد مسائل امنیتی نیز این اتهامات وجود دارد.

هیچ کس انتظار ندارد که آلمان پیشنهادات ماکرون را به طور یکجا بپذیرد. اما در زمانی که پایه های نظم جهانی به بهای قربانی شدن اروپا، در حال تغییر است، اصلاحات جزئی کافی نیست.  آلمان نه چشم انداز خود را نسبت به یک اروپای قوی تر به تصویر می کشد و نه تمایلی به اقدام و سرمایه گذاری نشان می دهد. اروپا و غرب نیازمند پاسخی از طرف فرانسه-آلمان هستند. مانند آنچه که در گذشته رخ داده است.

منبع : پراجکت سیندیکیت / ترجمه تحریریه ایران صندوق /۳۳

مشاهده ادامه مطلب

نتانیاهو حرف تازه‌ای نزد

نویسنده: کریشنا کالامور

ایران صندوق:
دوشنبه گذشته بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل گفت اسرائیل مدارکی پیدا کرده مبنی براینکه، گفتهٔ مقامات ایرانی که هرگز به دنبال سلاح های اتمی نبوده اند، دروغ محض است و اینکه جمهوری اسلامی برنامه ای دقیق برای توسعه سلاح های هسته ای داشته و مدارک مربوطه در یک آرشیو در تهران مخفی شده است.

نتانیاهو گفت ایران آرشیو هسته ای خود را به مکانی مخفی در منطقه شورآباد تهران منتقل کرده است و اسرائیل توانسته حجم زیادی از مدارک شامل بر ۵۵۰۰۰ صفحه و ۵۵۰۰۰ فایل بر روی ۱۸۳ سی دی بیابد.

وی ادامه داد: «ما این مدارک را در اختیار آمریکا قرار داده ایم و آن ها می توانند صحت این مدارک را تایید کنند.» این مدارک مربوط به برنامه هسته ای ایران، پروژه آماد است که به صورت مخفیانه در تهران نگهداری می شد. هدف این برنامه، طراحی، تولید و آزمایش پنج کلاهک هسته ای بوده است. آژانس بین المللی انرژی اتمی، قبل از امضاء توافق هسته ای، به خوبی از این پروژه آماد آگاه بوده است.

رسانه های اسرائیلی گزارش داده اند مئیر بن شبات، مشاور امنیت ملی، با همتایان خود در انگلیس، فرانسه و آلمان در مورد این اطلاعات جایران صندوق، صحبت کرده است.

هدف نتانیاهو از این ارائه مدارک معلوم نیست. شک و ترایران صندوق او نسبت به ایران و پایبندی ایران به توافق هسته ای، بر همه آشکار است. بسیاری از اسلاید هایی که نتانیاهو نشان داده است مربوط به سال های ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۳ می شود، همان بازهٔ زمانی که آمریکا نیز از برنامه سلاح های اتمی ایران، مدارکی را نشان داده بود. آژانس ملی برآورد های اطلاعاتی آمریکا گفته است این برنامه متوقف شده است. مدرک اصلی او مبنی بر تخلف ایران، عدم ارائه کامل جزئیات برنامه های هسته ای گذشته، مطابق با توافق قبلی، به آژانس بین المللی انرژی اتمی بود.

این ادعای نتانیاهو می تواند پیامدهای مهمی را برای آیندهٔ توافق هسته ای در بر داشته باشد و همچنین موجب بیشتر شدن تنش بین اسرائیل و ایران خواهد شد. نتانیاهو ساعاتی پس از حملهٔ یک نیروی نظامی نامشخص به اهداف ایران در سوریه، صحبت های خود را مطرح کرد. گمان آن می رود که حملات کار اسرائیل باشد چون قبلا نیز چنین حملاتی را انجام داده است.

دونالد ترامپ، توافق هسته ای زمان باراک اوباما را «بد ترین توافق طول تاریخ» می داند. مشاوران و متحدان اروپایی ترامپ سعی دارند او را برای ماندن در توافق مجاب کنند. اما امانوئل ماکرون، رئیس جمهور فرانسه پس از سفر خود به واشینگتن به رسانه ها گفته است: ترامپ به دلایل داخلی می خواهد از شر این توافق خلاص شود. ترامپ باید تا ۱۲ مِی تصمیم خود را بگیرد. صحبت های نتانیاهو می تواند بهانه ای برای نقض توافق باشد.

رهبران کشورهای اروپایی برای حفظ برجام لابی کرده اند و گفته اند که توافق نباید مانع فعالیت های غیرهسته ای ایران در منطقه شود.

اما بزرگ ترین اعتراض به تاریخ پایان بعضی از محدودیت های برنامه هسته ای ایران است. مخالفان توافق معتقد ند که این رفع محدودیت ها موجب خواهد شد تا ایران برنامه سلاح های اتمی خود را از سر بگیرد. نتانیاهو گفته است هدف ایران از حفظ این آرشیو، ادامه تدریجی برنامه اتمی بوده است. اما حامیان توافق، اعتراض به برداشتن تدریجی محدودیت ها را، تفسیر اشتباه برجام می دانند و می گویند که توافق محدودیت هایی دائمی برای برنامه هسته ای ایران در نظر گرفته است.

مایک پومپئو، وزیر امور خارجه آمریکا، یکشنبه با مقامات اسرائیل ایران صندوقار کرد و گفت آمریکا عمیقا نگران افزایش تهایران صندوق های خطرناک ایران برای اسرائیل و منطقه و تمایل ایران به تسلط بر خاورمیانه است.

یک تحلیلگر مسائل خاورمیانه گفته است به نظر می رسد عملیاتی اسرائیلی-آمریکایی برای محدود کردن فعالیت های نظامی ایران در سوریه، وجود دارد و این پیام را به مسکو می رساند که چراغ سبز روسیه به ایران برای تثبیت نظامی خود در سوریه، از نظر بیت المقدس و واشینگتن قابل قبول نیست.

در هر صورت، تصمیم ترامپ در مورد توافق هسته ای به زودی مشخص خواهد شد. متحدان اروپایی و اسرائیل نظرات موافق و مخالف خود را به طور شفاف بیان کرده اند. سرنوشت توافق اکنون در دستان ترامپ است. نتانیاهو گفته است: مطمئنم تصمیم درست را خواهد گرفت. آنچه که به صلاح آمریکاست. آنچه که به صلاح اسرائیل است و آنچه که به صلاح صلح جهانی است.

منبع : آتلانتیک / ترجمه تحریریه ایران صندوق /۳۳

مشاهده ادامه مطلب

خطر جنگ جهانی سوم را جدی بگیرید

نویسنده: جیمز جورج جاتراس

ایران صندوق:
در پاییز سال ۱۴۸۰ در نقطه ای نه چندان دور از مسکو، دو ارتش در دو سوی رودخانه اوگرا در برابر هم قرار گرفتند. در یک طرف نیروهای گراند دوچی مسکو به فرماندهی شاهزاده بزرگ ایوان سوم (که با عنوان کبیر یا فاتح سرزمین های روسیه شناخته می شد) و در سوی دیگر نیروهای گرند خان احمد بن کوچوک که آمده بود تا درسی به مسکو بدهد و پرنس ایوان را سر جایش بنشاند.

برای هفته ها دو طرف یکدیگر را ورانداز کردند. چرا که آگاه بودند با عبور از رودخانه تبدیل به هدفی آسیب پذیر برای حمله طرف مقابل خواهند شد. در نهایت، با ایران صندوقن نشانه های خستگی هر دو طرف به عقب بازگشته و به سرعت راهی خانه شدند. به این ترتیب پس از بیش از دو قرن روسیه از یوغ تاتار ها و مغول ها بیرون آمد. آیا این رویداد که به عنوان «ایستادگی بزرگ رودخانه اوگرا» شناخته می شود می تواند مدلی برای آن چیزی باشد که در هفته های گذشته در سوریه اتفاق افتاد؟

تقریبا بلافاصله پس از گزارش های اولیه مربوط به حمله شیمیایی دوما در تاریخ ۷ آوریل، گمانه زنی ها در مورد واکنش احتمالی غرب، در واقع ایالات متحده آمریکا و رئیس جمهور آن دونالد ترامپ، آغاز شد. آیا حرف های ترامپ در تقبیح اقدامات پیشینیان اش در خاورمیانه و حمله و حضور نظامی در این نقطه از جهان، یا سخنان او در باره بازگرداندن هزاران نیروی آمریکایی که به صورت غیرقانونی در سوریه مستقر هستند، تنها یک فریبکاری واضح و آشکار بود؟ یا او واقعا باور دارد که باید با اقدامات مجرمانه، سوریه (و روسیه) را مجازات کرد؟ اگر این طور است آیا همان راهی را که در مورد ادلب طی شد ادامه پیدا خواهد کرد؟ یا این تنها اهرم فشاری برای قدرت نمایی در برابر بشار اسد رئیس جمهور سوریه و هم پیمان او ولادیمیر پوتین (ایوان سوم امروزی) خواهد بود؟

پاسخ ها خیلی سریع در توییتر آمد. اسد «حیوان» لقب گرفت. پوتین، روسیه و ایران «مسئول مرگ های زیادی» از جمله زنان و کودکان در حمله ای شیمیایی معرفی شدند و از «پرداخت بهایی فراوان» صحبت شد. در سراسر جهان ذهنیت مردم در این مورد در بد ترین حالت قرار دارد. آیا شاهد شروع یک جنگ خانمان سوز در سوریه با حمله آمریکایی ها به نیروهای روسیه خواهیم بود؟ آیا تکرار دورانی مشابه با بحران دلهره آور موشکی کوبا در اکتبر ۱۹۶۲، بار دیگر قلب کسانی که به اندازه کافی بزرگ هستند تا آن ۱۳ روز را به یاد بیاورند، خواهد فشرد؟

مطمئنا در ایالات متحده به اندازه کافی صداهایی وجود دارد که ترامپ را در مسیر جنگ قرار دهد. علاوه براین هنوز در واشنگتن زمزمه هایی تحقیقات مولر ادامه دارد. در طول جنگ سرد نخست در هر دو سو یعنی ایالات متحده و شوروی سابق به اندازه کافی دقت نظر وجود داشت تا از یک درگیری مستقیم اجتناب شود. اما حالا در جنگ سرد دوم، فرماندهان غربی به اندازه کافی مشتاق هستند تا روس ها را در سوریه نابود کنند.

پس از تندروی های روزهای اول ترامپ و وزیر دفاعش جیمز متیس و پس از گزارشات متضاد بیرون آمده از سازمان ممنوعیت گسترش سلاح های شیمیایی یک باریکه امید از عقب نشینی ترامپ ایران صندوقه شد. زمانی که اخبار جمعه شب واشنگتن از اقدام نظامی مشترک ایالات متحده همراه با فرانسه و انگلیس سخن گفتند، بسیاری نگران بودند و این حمله شتاب زده را مانعی برای حضور بازرسان سازمان منع گسترش سلاح های هسته ای می دانستند. اما نگرانی بزرگتر میزان این حمله و نحوه واکنش روس ها بود. اما همانطور که معلوم شد بد ترین اتفاق رخ نداد. جنگ جهانی سوم اتفاق نیفتاد یا حداقل هنوز اتفاق نیفتاده است.

در واقع هیچ اتفاق خاصی نیفتاد. بر اساس گزارش های رسمی ایالات متحده، بیش از صد موشک به سوی سه هدف پرتاب شد. همه موشک ها به اهداف برخورد کرده و ماموریت با موفقیت به پایان رسید. طرف دیگر ادعا کرد که تقریبا ۷۵ درصد از موشک های توماهاک پرتاب شده ساقط شدند. در نهایت خسارت وارد شده از حمله سال گذشته به ادلب نیز کمتر بود. هیچ کشته ای گزارش نشد نه از سوی روسیه، نه ایران و نه سوریه. دولت های غربی اعلام کردند که خسارت هایی جدی به قابلیت های استفاده سوریه از سلاح های شیمیایی وارد شد.

پس از پایان این نمایش موشکی، گزارش هایی غیرمنتظره ارائه شد که ترامپ خواستار برخوردی سخت تر بود اما متیس جانب احتیاط را رعایت کرد. همچنین ماتیس اعلام کرد که او خواستار نظر کنگره بود اما ترامپ این خواست را لغو کرد. گمانه زنی هایی نیز انجام شد که این حملات با همکاری روس ها انجام شد. حتی اگر چنین چیزی درست هم باشد امکان ندارد ترامپ با صحبت از آن خود را در موقیعتی متزلزل قرار دهد. پاتریک بوچانان نوشت: «ترامپ می گوید که از سوریه خارج می شود اما ما مدام خود را عمیق تر و عمیق تر در آنجا درگیر می کنیم. در این جنگ شکست خورده و در حمام خون به راه افتاده در خاورمیانه دنبال کردن روابط جایران صندوق با روسیه بی فایده است.»

این از نظرات سفیر ایالات متحده در سازمان ملل نیز مشخص است. نیکی هیلی می گوید که ایالات متحده تا به این سه هدف نرسد از موقعیت خود در سوریه خارج نمی شود: شکست کامل داعش، پاک کردن توانایی دمشق در استفاده از سلاح های شیمیایی و مقابله با نفوذ منطقه ای ایران.

برای نکته آخر نیروهای سنی ضد ایران و آنچه که آمریکا ناتوی عربی می خواند علم شده اند. عادل الجبیر، وزیر امور خارجه عربستان سعودی  پیشنهاد داده که نیروهای این کشور وارد ماجرا شوند. حتی بدون در نظر گرفتن این قضیه که نیروهای سعودی درگیر ماموریت ناموفق خود در یمن هستند، این نیرو ها به سادگی هدف حملات سوری ها در هفت سال گذشته بوده اند.

متاسفانه برخلاف «ایستادگی بزرگ در رودخانه اوگرا» که مساله استقلال و حاکمیت روسیه در آن دوران را حل کرد، اکنون هیچ چیز حل نشده است. این سوال باقی است: آیا ایالات متحده به موضع صلح آمیز خود به عنوان یک داور قدرتمند، قانونی و با اخلاق در یک جهان یکپارچه و به نفع یک نظم چند قطبی که به منافع قانونی و حوزه نفوذ روسیه و چین احترام می گذارد، بازخواهد گشت؟ یا اینکه ما همچنان در خطر یک درگیری جهانی خواهیم بود که می تواند نسل بشر را منقرض کند؟

سوریه عرصه ای کلیدی در این رابطه خواهد بود. مسیر صلح جهانی طی خواهد شد یا مسیری در پیش گرفته می شود که جنگی خانمان سوز است. کنایه آمیز این است که تلاش در مسیر مسالمت آمیز به سود منافع خود آمریکایی ها خواهد بود. این همان چیزی است که ترامپ در سال ۲۰۱۶ وعده داده بود. اما او برخلاف وعده اش کار می کند. در پایان، تهایران صندوق جنگ جهانی سوم به پایان نرسیده و فقط به تعویق افتاده است.

منبع: استراتژیک کالچر/ مترجم: روزبه آرش

مشاهده ادامه مطلب

دانلود آهنگ جدید مسعود صادقلو فکراتو بکن

دانلود آهنگ جدید مسعود صادقلو فکراتو بکن

موزیک بسیار شنیدنی از هندمند محبوب ایرانی مسعود صادقلو با عنوان فکراتو بکن دوراتو بزن همراه با تکست

شعر : مسعود صادقلو / تنظیم کننده : مسعود جهانی

sadeqloo دانلود آهنگ جدید مسعود صادقلو فکراتو بکن

متن آهنگ فکراتو بکن از مسعود صادقلو

برو فکراتو بکن برو دوراتو بزن

برو میبینی تهش هیچکی نمیشه مثل من

بروو عاشقی بسه

واسه تو عشق هوسه

وقتی اومد یکی بجات یه روز به گوشت میرسه

عشق بازی نیست

صحنه سازی نیست

رفتن تو هم چیز خاصی نیست

از همون اولم موندنی نبودی

از همون اولم که رفتی غیر عادی نیست

مسعود صادقلو فکراتو بکن

منبع ( source ) : دانلود آهنگ جدید مسعود صادقلو فکراتو بکن

مشاهده ادامه مطلب

سایه سنگین فساد بر انتخابات عراق

ایران صندوق: عراق در آستانه چهارمین دوره انتخابات مجلس نمایندگان، چهار سالی را پشت سر گذاشت که رای جامعه ناهمگون این کشور از طیف های مختلف قومی و مذهبی در سه دوره انتخابات پیشین پس از سقوط حکومت بعث در سال ۲۰۰۳ بیشترین تاثیر را بر روند و تعیین مسیر پروسه سیاسی آن و ماهیت کنش و واکنش بازیگران داخلی، منطقه ای و جهانی مرتبط با این کشور داشت؛ به خصوص که مساله جنگ با داعش در سه سال گذشته جامعه ناهمگون عراقی را تحت الشعاع قرار داده است که می تواند رای جامعه عراقی را در انتخابات پارلمانی پیش رو دستخوش تغییرکند. این مساله از آن جهت اهمیت می یابد که انتخابات پارلمانی عراق قدرت را در این کشور تقسیم می نماید و هر جریانی که بیشترین کرسی های پارلمانی را به دست آورد می تواند با همکاری سایر احزاب در یک ائتلاف دولت را تشکیل داده و برای چهار سال در عراق زمام امور را در دست داشته باشد. همین امر موجب شده تا پیچیدگی های پروسه وزن کشی سیاسی جریانات و احزاب عراقی هم به شکل بسیار پررنگی افزایش یابد. از این رو ایران صندوق بررسی این وزن کشی سیاسی عراق را در آستانه انتخابات پارلمانی این کشور در گفت و گویی با محمد صالح صدقیان، رئیس مرکز عربی مطالعات ایران، رئیس دفتر روزنامه الحیات در تهران و کارشناس مسائل خاورمیانه پی گرفته است که در ادامه می خوانید:

یکی از عمده تفاوت های این دوره از انتخابات پارلمانی عراق با دورهای پیشین به تشتت سیاسی و تعدد بسیار پررنگ احزاب و گروه های سیاسی باز می گردد. به نظر می آید با رصد در میان جریانات سیاسی این میزان تشتت در جریانات و احزاب سیاسی اهل تشیع به نسبت اهل سنت و کردها بیشتر باشد؛ ارزیابی شما در این خصوص چیست؟

من چندان به مساله تشتت سیاسی پررنگ تر در جریانات شیعی اعتقادی ندارم؛ حتی خود کلمه تشتت هم به نظر چندان در این میان کارایی نداشته باشد.

اما در چند ماه منتهی به انتخابات ما تقریبا هر روز شاهد شکل گیری یک ائتلاف، لیست انتخاباتی و فراکسیون بودیم که روز بعد از هم می پاشید. در ثانی اکنون برخی از جریانات کلاسیک شیعی هم با اختلاف جدی روبه رو هستند، مانند مجلس اعلای عراق؛ از سوی دیگر مساله جریان صدر هم بر دامنه این پیچیدگی ها افزوده است. از همه مهمتر تنش در جریان حزب الدعوه هم تشتت شکل گرفته را به شایران صندوقترین حالت ممکن رسانده است. پس می توان گفت که تشتت به پررنگ ترین وجه وجود دارد که به نسبت از جریانات اهل سنت و کردها بیشتر است.

بله. اما این مساله تازه ای در انتخابات عراق نبوده و نیست. مضافا این که ما این میزان از تشتتی که به آن اشاره داشتید را هم در جریانات کردی و هم اهل سنت شاهدیم. قبلا لیست ها کردی تحت ائتلافی  واحد حضور داشتند، اما اکنون این تنش افزایش یافته است. بارزانی و طالبانی ها از هم جدا شده اند و سایر احزاب کردی هم به صورت جداگانه در این انتخابات شرکت می کنند. جریانات اهل سنت هم به شدت چند پاره است. اکنون سلیم جبوری و اسامه نجیفی به صورت جداگانه در انتخابات حضور دارند. شاید در یک جریان کلی به نام اهل سنت و یا جریان کردی بتوان این احزاب را گرد هم آورد، اما نمی توان منکر تعدد احزاب و لیست های متنوع انتخاباتی از این قومیت ها هم بود. پس حضور جریانات، شخصیت ها و چهره های جایران صندوق در کلیه احزاب شکل گرفته است. در سایه این نکات اکنون انتخابات پیش رو به شدت با انتخابات ۴ سال پیش متفاوت است. پس نمی توان تشتت را تنها به جریانات شیعی محدود کرد.

اما یقینا شدت آن بیشتر از دوره های قبلی است.

اکنون در برهه پس از انتخابات اگر دو قدرت منطقه ای تنوانند به یک درک و توافق برسند، قطعا پروسه تشکیل دولت در لبنان یا بسیار کند خواهد بود یا به بن بست کشیده می شود. این یک واقعیت است. اما در خصوص عراق مساله قدری از این پیچیده تر است. علاوه بر ایران و عربستان سعودی، آمریکا هم در این مساله دخالت جدی خواهد داشت. لذا مساله تشکیل دولت یک معادله چند مجهولی و چند لایه است. متاسفانه وضع سیاسی و بینش سیاسی احزاب و شخصیت ها هم بر این مساله دامن می زند. 

طبیعی است که اکنون این مسائل شدت پیدا کند. اکنون عراق در یک برهه بسیار حساسی قرار دارد. ما با دوران پسا داعش روبه روییم. مسائل اقتصادی و نیز مشکلات امنیتی همه دست به دست هم داده تا این دور از انتخابات از حساسیت بسیار بالایی برخوردار باشد. حتی حساسیت به جایی رسیده که ما باید نگران دوران بعد از انتخابات عراق هم باشیم. اهمیت دوران بعد از انتخابات هم کمتر از دوران انتخابات نبوده و نخواهد بود. اکنون در ۹ استان شیعه نشین لیست های انتخاباتی تا حدودی روشن شده است که ۵ لیست بزرگ و ۴ لیست کوچک تشکیل دهنده این ۹ لیست هستند. لیست “دولت قانون” به ریاست نوری المالکی، نخست وزیر سابق و معاون کنونی رئیس جمهوری عراق؛ لیست بعدی “نصر” است که متعلق به حیدرالعبادی، نخست وزیر فعلی است که به نظر ائتلافی هم با لیست “اصلاح ” دارد وشامل ۲۸ حزب سیاسی است. لیست بعدی هم متعلق به حشدالشعبی و به ریاست هادی العامری است که به نام لیست “فتح” معروف است که تقریبا بیش از ۱۸ حزب در این لیست حضور دارند. لیست “سائرون” هم متعلق به جریان مقتدی صدر به ریاست حسن عبدلله العاقولی است. لیست بعدی هم به ریاست آقای عبدالحسین عبطان، وزیر ورزش و جوانان است که ” تیار الحکمه الوطنیه” نام دارد که چهره کلیدی آن آقای سید عمار حکیم است. در این میان هم چند لیست کوجک هم وجود دارد.

جایگاه لیست های کوچک در این وزن کشی سیاسی کجاست؟

شاید اکنون لیست های کوچک در پروسه انتخابات چندان ایران صندوقه نشود، اما یقینا در دوره تشکیل دولت همین لیست ها با کرسی های اندک خود می توانند در جریان تشکیل دولت جدی و کارساز عمل کنند. لذا در دوره تشکیل دولت ائتلافی باز هم شاهد تشکیل جریانات، لیست ها و فراکسیون های جایران صندوق سیاسی در پارلمان عراق در جریان تشکیل دولت خواهیم بود. در این خصوص علاوه بر لیست های کوچک اهل تشیع، لیست های اهل سنت و کردی هم به شدت مهم و کارساز خواهند بود. پس جایگاه لیست های کوچک انتخاباتی در پروسه تشکیل دولت اهمیت پیدا می کنند و در وزن کشی سیاسی می توانند باز یک جریان و ائتلاف را تحت الشعاع خود قرار دهند.

در این وزن کشی سیاسی بسیاری از کارشناسان از نبرد نیمه پنهان تهران و ریاض در صندوق های رای انتخاباتی لبنان و عراق سخن می گویند، شما تا چه اندازه این مساله را نزدیک به واقعیت می دانید؟

نباید انتخابات لبنان و عراق را در کنار هم قرار داد تا این شائبه به وجود آید که این دو به هم ارتباطی دارند. چرا که من چندان به ارتباط و تاثیر انتخابات لبنان بر انتخابات عراق معتقد نیستم. نکته بسیار مهمی که در خصوص انتخابات لبنان نباید فراموش کرد این است که به جز حزب الله که در مقاطعی شاید در عراق هم حضور داشته است سایر گروه ها و احزاب سیاسی چندان نقش جدی در تحولات خارمیانه ندارند. پس تاثیر انتخابات لبنان بر تحولات خاورمیانه اگرچه می تواند شکل گیرد، اما یقینا این تاثیر حداقلی است. مساله دیگر در خصوص انتخابات لبنان این است که علیرغم برخی تحولات در سال های اخیر که جریانات سیاسی لبنانی را هم تحت تاثیر خود قرار داده است اما آرایش سیاسی به همان سابق و با همان جریانات کلاسیک موجود کماکان ادامه دارد. در سایه این نکته نباید اتنظار داشت که نقشه سیاسی لبنان و حتی تعداد کرسی های هر یک از احزاب چندان تغییر پیدا کند. هر چند که همین مساله در خصوص انتخابات پارلمانی عراق و شرایط سیاسی این کشور هم صدق می کند و از هم اکنون نقش و جایگاه کردها، اهل تشیع و اهل سنت کاملا مشخص است. اما نکته اینجا است که به نظر می رسد میزان تغییر هر یک از جریانات در این دوره بسیار پررنگ خواهد بود. مثلا در لیست های شیعی شاید تعداد کرسی ها ثابت بماند، اما مساله تقسیم این تعداد کرسی میان احزاب شیعی به شدت متفاوت از الان خواهد بود. اکنون دیگر حزب الدعوه وجود ندارد. مجلس اعلای عراق دوپاره شده است. پس در سایه نکات یاد شده اگرچه انتخابات لبنان وعراق مهم خواهند بود، اما نباید ارتباط و تاثیر این دو انتخابات بر یکدیگر را مطرح کرد که در نهایت به این نتیجه برسیم این دو انتخابات جریان ساز کل تحولات خاورمیانه باشند.

به باور شما این دو انتخابات جریان ساز نیستند؟

مساله من این است که نباید به برآیند دو انتخابات نگاه داشت. در این صورت باید دو انتخابات را در یک مسیر و جریان قرار داد. گویی که با هم ارتباط دارند.

اما ریاض و تهران نگاه این چنینی دارند؟

مساله استراتژیک بودن این دو انتخابات مقوله ای جدا است. پس سخنان من دال بر عدم برنامه ریزی عربستان برای گسترش نفوذ در انتخابات لبنان و عراق نیست. مثلا با همین برنامه ریزی عربستان حتی در احزاب شیعی اکنون این باور شکل گرفته است که عراق باید با عربستان سعودی هم ارتباطات خود را به شکل پررنگی حفظ نماید، چرا که این باور عراق را یک کشور عربی می داند، لذا روابط عربی آن باید تقویت شود. در همین راستا نیز برنامه جدی برای ایجاد تنش میان جریانات شیعی عراق از جانب ریاض شکل گرفته است. پس در یک سطحی از تحلیل می تواند این رقابت نیمه پنهان تهران و ریاض در انتخابات دو کشور لبنان و عراق که در سوال پیشینتان به آن اشاره داشتید مهم باشد. منتهی نمی توان این مساله را جریان ساز پنداشت.

یکی از مسائل مهم در تحولات سیاسی عراق تنش در حزب الدعوه بود. از سوی دیگر بسیاری بر این باورند که نحوه مدیریت نوری المالکی سبب ایجاد بیشترین بحران های اقتصادی، سیاسی، امنیتی و حتی حضور داعش در عراق بوده است. در سایه این مساله آیا مالکی با لیست مهم دولت قانون متشکل از ۹ حزب سیاسی می تواند به آینده انتخابات عراق امیدوار باشد؟

علیرغم برخی از مشکلاتی که در دوران مدیریت او به وجود آمد اما باز نوری المالکی از مهره های تاثیرگذار و پرنفوذ عراق به شمار می آید. هر چند که خود مالکی هم به صراحت بارها اعلام داشته دیگر به دنبال کسب کرسی نخست وزیری عراق نیست. اما طبق آخرین اطلاعاتی که من از جامعه سیاسی عراق در آستانه انتخابات دارم، باز هم جریان مالکی می تواند معادلات در لیست های شیعی را تحت تاثیر خود قرار دهد. یکی از نکات مهم در شخصیت آقای مالکی داشتن مدیریت و رهبری حداقلی برای جامعه عراق است. اگر چه که امروز در میان جریانات و شخصیت های سیاسی این کاریزما وجود ندارد، اما در سطحی نسبی می توان یک رهبری و مدیریتی نسبی را برای آقای مالکی متصور بود و در مرحله بعدی هم اکنون این جایگاه برای آقای عبادی به وجود آمده است. در سایه همین نکته حضور مالکی هم می تواند جدی باشد.

اما مدیریت عبادی در جنگ با داعش و نیز مبارزه با فساد پررنگ عراق که میراث دوره مالکی بوده نمی تواند جایگاه او را به مراتب از مالکی پررنگ تر کند؟

اکر ملاک عمل مبارزه با داعش می تواند سطح مدیریت را تعیین کند باید گفت که وظیفه اصلی مبارزه با داعش که بر عهده حشدالشعبی بود تا عبادی. از سوی دیگر هم مساله حضور داعش ارتباطی به مدیریت مالکی نداشته و ندارد. حضور داعش در سایه یک بازی بزرگ در عراق شکل گرفت.

مساله فساد گسترده سیاسی و اقتصادی دوره مالکی را که نمی توان منکر شد؟

فساد سیاسی و اقتصادی مربوط به یک دوره خاص و یک جریان خاص نبوده است. اکنون تمام جریانات عراق با این مساله درگیر هستند. حالا هم که دوره عبادی  روبه پایان است آیا می توان گفت که فساد در عراق ریشه کن شده است؟ آیا اساسا می توان ادعا کرد که فساد حتی کم رنگ هم شده است؟ اکنون کدام مدیر و رهبر عراقی از کردها، اهل سنت گرفته تا اهل تشیع از ایران صندوق مردم عراق فاسد نیستند. همه این مدیران متهم به فساد هستند. اتفاقا مساله تشتتی که شما بر آن اصرار داشتید به دلیل همین فساد سیاسی و اقتصادی گسترده و همه گیر در میان شخصیت های عراقی است که توانسته متعاقبش بر جریانات سیاسی هم اثرگذار باشد. لذا اگر انتخابات ۲۰۱۸ عراق با انتخابات ۲۰۱۴، ۲۰۱۰ یا ۲۰۰۶ تفاوت می کند، در  سایه سنگین همین فساد مالی و اداری مدیران عراقی است.

اما نکته مهمی که پیشتر هم شما به آن اشاره داشتید مساله روند تشکیل دولت در سایه تعدد و تشتت سیاسی احزاب و جریان های عراقی است که می تواند حساسیت آن به مراتب از خود پروسه انتخابات هم بیشتر باشد. مشابه همین وضعیت هم برای دوران بعد از انتخابات لبنان پیش بینی شده است. آیا با توجه به این مساله باید شاهد بن بست سیاسی در این کشورها باشیم؟

من اتفاقا اینجاست که به نبرد قدرت ایران وعربستان معتقدم. اگر در جریان تشکیل دولت پارلمانی لبنان، تهران و ریاض به تداوم تنش ها واختلافات خود اصرار داشته باشند می توان گفت که بن بست سیاسی در لبنان باز هم شکل خواهد گرفت. چنان که پیشتر هم در سایه اختلاف این دو بازیگر مهم منطقه ای دولت ائتلافی و نخست وزیر در لبنان شکل نگرفت. زمانی که تهران و ریاض تا حدودی تنش های خود کاهش دادند شاهد آن بودیم که سعد حریری و دولت به کار خود ادامه داد. اکنون هم در برهه پس از انتخابات اگر دو قدرت منطقه ای نتوانند به یک درک و توافق برسند، قطعا پروسه تشکیل دولت یا بسیار کند خواهد بود یا به بن بست کشیده می شود. این یک واقعیت است. اما در خصوص عراق مساله قدری از این پیچیده تر است. علاوه بر ایران و عربستان سعودی، آمریکا هم در این مساله دخالت جدی خواهد داشت. لذا مساله تشکیل دولت یک معادله چند مجهولی و چند لایه است. متاسفانه وضع سیاسی و بینش سیاسی احزاب و شخصیت ها هم بر این مساله دامن می زند.    

مشاهده ادامه مطلب

اظهارات ضد ایرانی وزیر کشور لبنان

وزیر کشور لبنان که از چهره های شناخته شده نزدیک به جریان «۱۴ مارس» است در یکی از ایران صندوقارهای انتخاباتی خود در بیروت اظهاراتی علیه ایران مطرح کرد.

به گزارش فارس، در حالی که تنها ۲ روز به انتخابات پارلمانی لبنان در ۱۶ اردیبهشت باقی مانده، «نهاد المشنوق» وزیر کشور لبنان که وابسته به جریان «۱۴ مارس» است در یکی از نشستهای انتخاباتی خود اتهاماتی علیه ایران مطرح کرد.

بر اساس گزارش وبگاه «النشره»، المشنوق گفت: بیروت فقط پایتخت نیست بلکه پایه و اساس سیاسی، اجتماعی و اقتصادی لبنان است. بیروت با تمام تاریخش، شهری عربی است و ایرانی ها نمی توانند مانند آنچه در رابطه با دمشق، بغداد و صنعا انجام دادند بر بیروت نیز دست اندازی کنند.

وی ادامه داد: در (حوزه انتخاباتی) بیروت با لیست حزب الله که ۴۰ هزار رأی خواهد آورد و نیز لیست آرای باطله روبرو خواهیم بود؛ تنها راه مقابله حقیقی، «رأی بیشتر» (به احزاب رقیب با حزب الله) خواهد بود.

المشنوق پیش تر نیز از در راستای حمایت از المستقبل از پیروزی حزب الله در انتخابات ابراز نگرانی کرده و گفته بود: تعداد زیاد لیست ها از سهم لیست المستقبل در برابر حزب الله خواهد کاست، بیم آن می رود که اگر ساکنان بیروت مشارکت گسترده نداشته باشند آنچه حزب الله در ۷ مارس ۲۰۰۸ درباره سلاحش نتوانست محقق کند در انتخابات ۶ می ۲۰۱۸ به آن برسد.

انتخابات لبنان ۲ روز دیگر در ۱۵ حوزه انتخاباتی و در قالب ۷۷ لیست برگزار خواهد شد.

مشاهده ادامه مطلب

مکرون در تلاش است برجام را نجات دهد

ایران صندوق: امانوئل مکرون به واشنگتن رفت و آنجا را فتح کرد. اما هدف مکرون چیزی بیشتر از ایجاد حسن نیت بود. او می خواهد مانع پرزیدنت ترامپ در ایجاد دو دستگی بین متحدان غربی و دخالت در خاورمیانه شود. وقتی او را موقع مذاکره نگاه میکردم که چگونه چاپلوسی ترامپ را می کرد و مودبانه مخالفت خود را بیان می داشت در حین اینکه پیشنهاد مصالحه را مطرح می کرد، مانند رقصنده ای حرفه ای بود که یک سری حرکات پیچیده را به نمایش می گذارد. هنوز برای تصمیم گیری زود است اما او دارد تلاش خود را می کند.

مکرون معتقد است “دونالد ترامپ می خواهد به خاطر دلایل داخلی از شر توافق ایران خلاص شود” و نتیجه ی آن “دوره ای از تنش” خواهد بود. تهران به طور ضمنی گفته است که اگر در تاریخ ۱۲ مِی، ترامپ تصمیم به کناره گیری از توافق بگیرد، متعاقبا تهران نیز از توافق کنار خواهد رفت. و همان طور که محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، گفت: “زمانی که ما از توافق کناره گیری کنیم، تمام محدودیت های برنامه اتمی نیز پایان خواهد یافت.”

ظریف گفت در این توافق ایران تعهد بیشتری را متقبل شده است. او گفت: “پرزیدنت ترامپ گویا متن توافق را نخوانده است. در خط سوم آمده: ایران متعهد می شود که هیچ وقت سلاح اتمی نسازد. هیچ محدودیت زمانی شامل آن نمی شود. ما از کلمه هیچ وقت استفاده کرده ایم. محدودیت زمانی شامل آن دسته محدودیت های برنامه انرژی اتمی است که ما داوطلبانه پذیرفته ایم تا جامعه جهانی را مطمئن سازیم نیت ما صادقانه است.”

مکرون مطمئن نیست ایران از توافق خارج شود. او گفت: “اگر ایران هم از توافق خارج شود، ممکن است که آمریکا تحریم های شایران صندوقی را بر ایران اعمال کند که باعث بدتر شدن شرایط خواهد شد.” مکرون قصد دارد تا پرزیدنت روحانی را مجاب به آرام کردن واکنش ایرانیان کند و رضایت او را برای راه حلی جایران صندوق به دست آورد.

مکرون به طور خصوصی و عمومی از ترامپ خواسته است توافق را حفظ کند. مکرون گفت: “نقض توافقی که به سرانجام رسیده و امضاء شده، سابقه ی بسیار بدی برای قدرت های پیشرو جهان خواهد بود.” مکرون این رفتار را بخشی از طرح ناامیدکننده ی دولتی می داند که تصمیم به خروج از توافق اقلیمی پاریس و همکاری ترانس پاسیفیک دارد و از تعهد خود به سازمان تجارت جهانی کاسته است و اکنون برای عقب نشینی از توافق ایران مصمم به نظر می رسد.

مکرون به رفتار ایران نیز انتقاد دارد. وی گفت: “از زمانی که توافق به امضاء رسیده، ایران اقداماتی را انجام داده است. دخالت خود را در منطقه (در یمن، لبنان و سوریه) افزایش داده است. انبار موشک بالستیک خود را تقویت کرده است. به نظر می رسد از منافع حاصله از رفع تحریم ها، برای تقویت نیروی نظامی و عملیات های خارجی بیشتر از بهبود شرایط مردم استفاده کرده است. تمام این تصمیم ها عواقبی دارد.”

با این حال مکرون سعی می کند به دنبال راه حلی باشد. ستون اول رویکرد مکرون، تبعیت از توافق هسته ای موجود به صورت کامل و بدون تغییر است. اما او سه ستون دیگر هم پیشنهاد داده است که به برنامه موشکی ایران و مقابله با نفوذ ایران در خاورمیانه و گسترش تعهدات ایران فراتر از برنامه زمانی اعلام شده در توافق اشاره دارد.

مشخص نیست که دولت ایران این درخواست را بپذیرد و همچنین مشخص نیست که ترامپ با چارچوبی که توافق در آن به روند خود ادامه دهد، موافقت کند. هر دو طرف مذاکره باید از مواضع خود کوتاه بیایند.

یکی از ایرانیانی که در این مسئله تجربه خوبی دارد، ایران صندوقگاه جالبی را در مورد اینکه چرا توافق هسته ای منتقدان زیادی در واشنگتن و تهران دارد، مطرح کرده است. در طول چهل سال، ایالات متحده و ایران به الگوی رفتاری مشخصی رسیده اند. آمریکا نقش خود را اعمال فشار و تهایران صندوق می بیند در حالی که ایران فکر می کند نقشش مقاومت شجاعانه است. توافق هسته ای تلاشی برای شکستن این الگو و ایجاد تعاملی پویا بود. اما در هر دو کشور واکنش های شایران صندوقی را به وجود آورده است.

مکرون سعی دارد راهی جایران صندوق برای گفت و گو و دیپلماسی ایجاد کند. اگر او شکست بخورد، به این دلیل است که بسیاری در واشنگتن و حتی تهران با این الگوی قدیمی خو گرفته اند که ادامه ی آن ما را به سوی مسیری پر تنش، منازعه و شاید حتی جنگ سوق دهد.

منبع: واشنگتن پست / ترجمه ایران صندوق /۳۳

مشاهده ادامه مطلب

رمزگشایی از وسواس ایران‌ستیزی نتانیاهو

فرارو- نخست وزیر رژیم صهیونیستی برای باقی ماندن در قدرت سیاسی، علیه ایران جوسازی می کند.


به گزارش فرارو، در هفته جاری، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، به طور غیرمنتظره علیه ایران نمایشی اجرا کرد که به جز آمریکا، تقریبا اکثر کشور ها درباره آن با شک وترایران صندوق اظهار نظر کردند.


دوشنبه گذشته، نتانیاهو در وزارت دفاع رژیم صهیونیستی حاضر شد و نمایش رونمایی از اسناد ادعایی را آغاز کرد. او مدعی شد که موساد، به هزاران سند از اسناد برنامه هسته ای ایران دست یافته که نشان می دهند ایران به دنبال سلاح هسته ای بوده است.


ذهن نخست وزیر اسرائیل، چنان درگیر مسائل ایران است که تقریبا او هر هفته علیه ایران اظهارات تهایران صندوقآمیزی مطرح می کند. چرا نتانیاهو بیش از حد درگیر مسائل ایران است؟


وبگاه میدل ایست آی طی یادداشتی به ریچارد سیلورستاین به این پرسش پاسخ داد و نوشت ایران موضوعی است که نخست وزیر اسرائیل می تواند از آن برای حفظ منصب و قدرت سیاسی اش استفاده می کند.


رابرت کلی، رئیس سابق هیئت بازرسی هسته ای از عراق در سازمان بین المللی انرژی اتمی، اعلام کرده اجزای برنامه هسته ای که نتانیاهو نشان داد، “بی اساس و کودکانه” بود. به عنوان نمونه، آنچه نتانیاهو به عنوان نقاشی “ابزار هسته ای” نشان داد، کاملا پوچ بود.


به گفته میدل ایست آی، نتانیاهو در خلال نمایش اسناد، مانند کسی ظاهر شد که مذبوحانه تلاش می کند جهان را متقاعد کند که ایران “پیمان شکنی” کرده است.

 

نتانیاهو به دو دلیل به شدت علیه ایران جوسازی می کند. نخست آنکه جوسازی علیه ایران، توجه را از ناکامی های سیاسی نتانیاهو منحرف می کند. تا زمانی که نتانیاهو بتواند توجه اسرائیل و جهان را بر ایران متمرکز کند، تهایران صندوق کمتری متوجه موقعیت سیاسی داخلی او می شود. نتانیاهو با چهار پرونده فساد مواجه است که هر کدام از این پرونده ها می تواند او را از منصب نخست وزیری پایین بکشند.


دوم، نتانیاهو از مذاکره بر یک توافق صلح با فلسطینی ها خودداری می کند. او با برجسته کردن خطر ایران، توجه را از این مسئله منحرف می کند. اگر نتانیاهو بتواند جهان را متقاعد کند که ایران برای اسرائیل یک خطر است، در آن حالت فشار کمتری بر اسرائیل برای سازش با فلسطینی ها وارد خواهد شد.

مشاهده ادامه مطلب

ایران حضور در NPT را مشروط به اجرای کامل برجام کند

پرشیادایجست – یک دیپلمات سابق ایران معتقد است در صورت خروج آمریکا از برجام و در صورتی که کمیسیون ذیربط رسیدگی به شکایت ایران و نهایتا شورای امنیت سازمان ملل اقدام لازم جهت پایبندی آمریکا به برجام را به عمل نیاورد، ایران می تواند عضویت خود در برجام و معاهده ان پی تی را مشروط به اجرای کامل برجام کند.

دونالد ترامپ قرار است در ۱۲ می تصمیم بگیرد که آیا همچنان در برجام بماند یا آمریکا را از این توافق چندجانبه خارج کند. آقای ظریف وزیر خارجه ایران در گفتگو با نیویورکر گفته در صورت خروج آمریکا از برجام ایران سه گزینه خواهد داشت: ۱- خروج متقابل از توافق و از سرگیری غنی سازی هسته ای با سرعت بیشتر، ۲- شکایت رسمی به کمیسیون مشترک برجام و ۳- خروج ایران از ان پی تی. بعد از این صحبت ظریف، علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران نیز خروج از ان پی تی را محتمل ترین واکنش ایران به خروج آمریکا از توافق هسته ای عنوان کرد. صحبت مقامات ایران در ماههای اخیر نشان می دهد با خروج آمریکا از توافق برجام، احتمال باقی ماندن ایران در این توافق اندک است.

خبرنگار پرشیا دایجست درباره آینده توافق هسته ای ایران با سیدحسین موسویان معاون پیشین دبیر شورای عالی امنیت ملی و سخنگوی سابق تیم مذاکره کننده هسته ای ایران گفتگو کرده است.

سیدحسین موسویان درباره ایران صندوقگاه ترامپ پیرامون اصلاح برجام به پرشیا دایجست گفت: «مطالبات ترامپ در مورد بازنگری در توافق برجام هیچ مبنای حقوقی و منطقی ندارد؛ زیرا متن برجام هم به تصویب شورای امنیت سازمان ملل رسیده و هم شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی.»

موسویان در پاسخ به این سوال که اگر ترامپ از برجام خارج شود، ایران چه تصمیمی خواهد گرفت؟، گفت: «من اطلاعی از تصمیم مسئولان ایران ندارم منتهی به نظرم بهتر است ایران ابتدا از راهکارهای پیش بینی شده در برجام استفاده نموده و موضوع را در کمیسیون مشترک ذیربط با کشورهای ۱+۵ مطرح نماید. طبیعی است که آمریکا قادر به دفاع از تصمیم خود مبنی بر خروج از برجام نخواهد بود.»

وی ادامه داد: «ایران تا کنون یک هوشمندی بزرگ به خرج داده و آن هم اجرای کامل برجام بوده به نحوی که مستمرا مورد تایید آژانس بین المللی انرژی اتمی هم قرار گرفته است. به همین دلیل اکنون ایران در صحنه بین المللی دست بالا را نسبت به کاخ سفید دارد چون جامعه جهانی مدافع برجام و موید انجام تعهدات ایران است.»

موسویان درباره امکان خروج ایران از NPT (در صورت خروج آمریکا از برجام) که از سوی ظریف و سپس شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران مطرح شده است، گفت: «طبق ماده ۱۰ معاهده ان پی تی، در صورت مغایرت با منافع ملی، هر عضو این معاهده حق خروج از آن را دارد. لذا اگر پنج قدرت جهانی که بالاترین مسئولیت در مورد اجرای معاهده ان پی تی و برجام را دارند بخواهند تعهدات خود را در مورد ایران نقض کنند، طبیعتا آنها زمینه خروج ایران از برجام و سپس از معاهده ان پی تی را فراهم خواهند کرد.»

وی ادامه داد: «در صورت خروج آمریکا از برجام و در صورتی که کمیسیون ذیربط رسیدگی به شکایت ایران و نهایتا شورای امنیت سازمان ملل اقدام لازم جهت پایبندی آمریکا به برجام را به عمل نیاورد، ایران می تواند عضویت خود در برجام و معاهده ان پی تی را مشروط به اجرای کامل برجام کند.»

سخنگوی سابق تیم مذاکره کننده هسته ای ایران در پاسخ به این سوال که علی رغم تفاوت در ماهیت برنامه هسته ای ایران و کره شمالی، آیا شکست برجام می تواند تاثیر منفی بر مذاکرات آمریکا با کره شمالی بگذارد؟، گفت: «قاعدتا خروج آمریکا از برجام پیام روشنی به کره شمالی خواهد بود که هر توافقی با ترامپ، ممکن است توسط رییس جمهور بعدی آمریکا لغو شود. منتهی ممکن است آمریکایی ها در این مورد قول هایی به کره شمالی داده باشند.»

موسویان درباره واکنش جامعه بین المللی و به خصوص اتحادیه اروپا، چین و روسیه به خروج احتمالی آمریکا از توافق برجام گفت: «اسرائیل، عربستان، امارات متحده عربی و بحرین جشن خواهند گرفت؛ اما جامعه جهانی از جمله قدرت های اروپایی و قدرت های بلوک شرق مثل روسیه، چین و هند به طور یکپارچه نسبت به این تصمیم واکنش منفی نشان خواهند داد؛ منتهی بعید است قادر به مقابله جدی و تمام عیار با آمریکا باشند.»

مشاهده ادامه مطلب

حسرت‌های قابله داعش

فراایران صندوق| رقه، سوریه- “سمیرا النصر” قابله ای است که در طول چهل سال فعالیت هزاران کودک را به دنیا آورد. اما می گوید همه آن ها با تجربه ای که دو سال پیش به عنوان قابله دست چین داعش داشت، متفاوت است.

چند دقیقه پس از تولد نوزاد یک زوج ترک (یک داعشی و همسر جوانش)، سعی کردند لباس نظامی کوچکی که از قبل آماده شده بود را به تنش کنند. پدر نوزاد باافتخار گفت که پسرش به یک ستیزه جو تبدیل خواهد شد. سمیرا اعتراض کرد و پدر نوزاد را متقاعد کرد تا از آن لباس استفاده نکند زیرا جنس پارچه برای پوست ظریف کودک مناسب نیست.

سمیرای ۶۶ ساله یکی از میلیون ها نفری است که تحت حکومت خشن و ظالم داعش در سوریه و عراق زندگی کرد، اما شاهد جنبه ای از نزاع طلبی و خشونت بود که شاید کمتر کسی از آن اطلاع داشت. او را وادار می کردند فرزندان خانواده های داعشی را به دنیا بیاورد. بدین ترتیب او در خصوصی ترین لحظات زندگی منزوی آن ها حضور داشت که آن را بسیار عجیب و مضحک توصیف می کند.

اندکی پس از اشغال رقه در سال ۲۰۱۴ و تعیین شهر به عنوان پایتخت خلافت، سمیرا مسئول به دنیا آوردن “بچه شیرهای خلافت” شد و در تمام ساعات شبانه روز با او تماس می گرفتند. در طول سه سالی که مردان مسلح او را به خانه های داعشی ها (که اکثرشان خارجی بودند) می بردند، او دچار ترس، خشم و درماندگی می شد. دیگر از شادی و غروری که از تولد یک نسل از کودکان رقه تجربه کرد بود، خبری نبود.

سمیرا درباره ستیزه جویان و همسرانشان گفت: “آن ها هیچ احترامی برای حرفه ما قائل نبودند.با من مثل برده رفتار می کردند.  به محض آنکه کودکشان متولد می شد، مرا بیرون می انداختند.”

فرزندان “خلافت” نیز مانند برده ها بودند. آن ها در فیلم های تبلیغاتی داعش شخصیت های اصلی و کلیدی بودند که معمولاً کودکان اروپایی، آسیایی و آفریقایی را در حال مطالعه تعالیم اسلامی داعش یا آموزش استفاده از اسلحه نشان می داد. تعدادی دیگر از ویدئوها نیز پسران نوجوان را در حال اعدام دشمنان یا کفار نشان می داد.

سمیرا از تعاملات شخصی پدر مادرهای داعشی فهمید که معمولاً خشن هستند، اما گاهی نیز آرام و مهربان اند.

بیشتر زنان جوان از مادر شدن خوشحال بودند. آن ها سعی داشتند حتی قبل از بریدن بند ناف به فرزندانشان شیر دهد که به نظر سمیرا کار نادرستی است، اما در جوامع غربی هرروز بیشتر رایج می شود. زنان کودکانشان را به سینه فشار می داند و با کلمات عربی دعا می خواندند.

 

حسرت‌های قابله داعش

 

اما شوهرها قوانین سختی اعمال می کردند. آن ها اجازه نمی دادند سمیرا به همسرهایشان مسکن بدهند. سمیرا گفت که بعضی زن ها بیش از ده ساعت درد می کشیدند: این زن ها درد زیادی را تحمل می کردند و من اجازه نداشتم به آن ها مسکن بدهم.”

مردها معتقد بودند که دارو سنت های دینی را نقض می کند و زن را از پاداشی که خدا در ازای رنج کشیدن به او می دهد، محروم می کند. زن ها نیز مطیعانه قبول می کردند.

اما سمیرا معتقد بود مردها می ترسیدند او زن هایشان را مسموم کند و به همین دلیل این بهانه ها را می آوردند. سمیرا برایشان احساس تأسف می کرد: “آن ها به داروی غریبه ها اعتماد نداشتند. حتی نمی گذاشتند به زن هایشان یک لیوان آب بدهم، مگر اینکه خودشان آن را می ریختند.”

زن ها در حین تحمل درد گفته های شوهرهایشان از پاداش های زندگی پس از مرگ را تکرار می کردند. سمیرا ادای آن ها را با لهجه غلیظ عربی و صدای بلند درمی آورد و چشم های آبی روشنش از خنده پر از اشک می شد.

اما اکثر خاطراتی که از تولد کودکان داعشی دارد توأم از خشم و ناراحتی است. رفتاری که با او داشتند تحقیرکننده بود. سمیرا صورت لطیف و مهربانی دارد و آرام راه می رود. اما زن پرافتخار و مغروری است که کارش را خوب بلد است و همیشه از دیگران عزت و احترام ایران صندوقه است. همچنین زبان تندوتیزی دارد و عادت داشته به دیگران دستور بدهد، نه دستور بگیرد.

بر روی دیوار خانه اش تابلویی آویزان کرده که حرفه اش را تبلیغ می کند. بر روی تابلو نامی که به آن شهرت دارد نوشته شده: ام العلا. یعنی مادر علا. او پس از به دنیا آوردن پسری که بعدها در رقه پزشک شد، به این نام شهرت یافت. جای سه گلوله روی تابلو ایران صندوقه می شود که نشانه نبرد شایران صندوق سال گذشته میان نیروهای ائتلاف و داعشی ها است.

سمیرا سعی دارد بی گناهی خود در همکاری با داعشی ها را اثبات کنند. او می گوید در ابتدا سعی کرده مقاومت کند، اما عواقب عدم همکاری خیلی زود مشخص شد: زندان و یا حتی اعدام در میدان شهر.

شوهر سمیرا که معلمی بازنشسته و سر به کتاب است، چند روز به زندان افتاد. او سعی کرد میان پلیس اخلاقی داعش و همسایه ای که قوانین سرسخت آن ها را اجرا نکرده بود، مداخله کند. سمیرا گفت: “چه انتخاب دیگری داشتم؟ مجبور بودم برخلاف میلم این کار را انجام دهم، حتی بااینکه برایم به شدت منزجرکننده بود. مجبور بودم به آن ها کمک کنم.”

خدمات بهداشتی زایشگاه ها در دولت سوریه رایگان بود. اما مقامات داعش این خدمات را پولی کردند تا درآمد شهر نوظهور خود را افزایش دهند. آن ها برای زایمان طبیعی نزدیک به بیست دلار و برای سزارین پنجاه دلار هزینه دریافت می کردند.

اما ستیزه جویان یک مشکل بزرگ روبرو بودند. به پزشکان و پرستاران محلی اعتماد نداشتند و حاضر نبودند همسرانشان را به دست آن ها بسپارند. زیرا می ترسیدند زن ها و نوزادانشان توسط کارکنان بیمارستان مسموم شوند.

پس ازآنکه داعش در اواخر سال ۲۰۱۴ قدرتش در رقه را تحکیم کرد، سمیرا و همسرش فهمیدند که ستیزه جویان دارند همسایه کرد آن ها را از خانه اش بیرون می کنند. به جای او مردی اهل کنیا به همراه همسر، سه پسر بزرگ و عروس آلمانی اش در خانه ساکن شدند. خبر پیچید که او یکی از مدیران داعش ملقب به “ابو ولید” است و مسئول امور بیوه هایی است که شوهرهایشان در جنگ کشته می شوند.

طولی نکشید که ابو ولید خودش را معرفی کرد. او متوجه تابلوی جلوی منزل سمیرا شد و از او دعوت کرد به خانه اش برود. سمیرا دعوتش را رد کرد و گفت به دلیل ناتوانی و پیری دیگر فعالیت نمی کند. ابو ولید که مسلح بود حرف هایش را باور نکرد و همچنان اصرار داشت سمیرا به خانه اش برود. سمیرا درآنجا با زنان باردار زیادی ایران صندوقار کرد که از ملیت های بسیار متنوعی بودند: تونسی، سعودی، مصری، سومالی، مرکشی، ایرلندی، فرانسوی، آلمانی، روسی، ترک، قفقازی، آفریقایی و دیگر ملیت هایی که نمی توانست آن ها را تشخیص دهد.

از زنان سوری بسیار شگفت زده شد. جوانترینشان ۱۳ سال و مسن ترین ۱۵ سال سن داشت. سمیرا در طی سه سال فعالیتش فهمید که همسران سوری هرگز بیش از هجده سال سن ندارند. این نشان می داد که چگونه حاکمان جایران صندوق رقه که اغلب خارجی بودند، مردم محلی را غارت کردند و مورد استثمار قرار دادند.

 

حسرت‌های قابله داعش

 

سمیرا درباره ستیزه جویان گفت: “آن ها آدم نبودند، موجودات دیگری بودند.” سمیرا به یاد ندارند دقیقا چند نوزاد را در دوران اشغال داعش به دنیا آورد، تنها می داند که تعدادشان زیاد بود و همیشه امیدوار بود هر کدام از آن ها آخری باشند. حتی آخرین نوزاد را به خوبی به خاطر ندارد.

در روزهای آخر نبرد برای اخراج ستیزه جویان، او را به خانه یک داعشی اهل سومالی و همسر یمنی اش بردند. زن نزدیک به زایمان بود و زخمی در سرش داشت که خونریزی می کرد. مرد داعشی توضیح داد که سوار بر موتور با سرعت بالا از حملات هوایی نیروهای ائتلاف فرار می کردند و همسرش از پشت موتور افتاد. شوهر از سمیرا خواست نوزاد را به دنیا آورد، اما اجازه نداد زخم سرش را مداوا کند.

سمیرا گفت که اخیرا زیاد به دورانی که قابله داعش بود فکر می کند و به جنبه اخلاقی کارهایش می اندیشد. ازیک طرف می داند که مجبور بوده با آن ها همکاری کند و هرکسی نیز جای او بود همین کار را می کرد. همچنین، در خود یک تعهد اخلاقی حس می کرد تا به کودکان بی گناه و ناتوان کمک کند. اما از طرفی دیگر، فکر میکند که با تسلیم شدن در برابر ستیزه جویان و نجات از مجازات و حتی مرگ، خداوند او را به عذاب و مجازات بزرگی دچار می کند.

چند روز قبل از تولد چهل سالگی (در ماه اکتبر)، پسرش علا در طول حملات هوایی به شهر رفت تا به زخمی ها کمک کند. سمیرا به پسرش التماس کرد که نرود، اما علا گفت به عنوان یک پزشک برایش شرم آور است که به زخمی ها کمک نکند.

ساختمانی که علا در آن مشغول مداوای زخمی ها بود مورد اصابت بمب قرار گرفت و او کشته شد.

سمیرا که از غم پسرش گریه می کرد گفت: “قلب من از بی عدالتی سیاه است و درد در اعماق وجودم رخنه کرد.”

مشاهده ادامه مطلب