در واکنش به ترامپ دست ما بسته نیست

ایران صندوق : کمتر از یک هفته دیگر مهلت ۱۲۰ روزه دونالد ترامپ برای تحقق ۴ شرط مورد نظرش درباره توافق هسته ای ایران پایان می یابد. از یک سو ایالات متحده خواستار تغییر توافق و افزایش محدودیت هاست، ولی در آن سو اتحادیه اروپا ضمن تمایل به حفظ معاهده فعلی به دنبال انعقاد برجام دیگری در راستای مسائل منطقه ای و توانمندی موشکی ایران است. اما میزان موفقیت سران قاره سبز به رویکرد و دیپلماسی تهران بستگی دارد. مجموعه این شراط ابهامات جدی را برای آینده توافق هسته ای در روزهای منتهی به تصمیم ترامپ ایجاد کرده است، به خصوص که اقدامت تقابلی تهران هم می تواند دامنه این ابهامات را افزایش دهد. از همین رو ایران صندوق برای بررسی سناریوهای ترامپ در ۲۲ اردیبهشت/ ۱۲ ماه مه و نیز گزینه های پیش روی ایران در واکنش به اقدامات احتمالی ترامپ گفت و گویی را با محمدجواد جمالی نوبندگانی، دبیر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی ترتیب داده که در ادامه می خوانید:

کمتر از یک هفته به پایان مهلت ۱۲۰ روزه ترامپ در خصوص محقق شدن ۴ شرط او از جانب ایران فرصت باقی مانده است؛ از ایران صندوقگاه شما سناریوی احتمالی دونالد ترامپ برای ۱۲ مه/ ۲۲ اردیبهشت در قبال برجام چه خواهد بود؛ آیا شما معتقایران صندوق که ترامپ در پایان زمان تعیین شده خود از برجام خارج می شود؟

من معتقدم که برجام هم اکنون هم ملغی شده است. در راستای تمامی خلف وعده های آمریکا، هم در دوره اوباما و هم در دوره ترامپ عملا آمریکا از برجام خارج شده است. لذا امروز تنها با یک پوسته و اسمی از توافق هسته ای روبه روییم. به موازات این رفتار کاخ سفید اکنون ما شاهدیم که کشورهای اروپایی نیز نه خود به وعده های داده شده در برجام متعهدند و نه فشار کافی را بر واشنگتن برای انجام درست تعهداتش داشته اند. تمامی تلاش دیپلماتیک اروپا و اتحادیه قاره سبز به حمایت لفظی از برجام خلاصه شده است. اما در عمل آن چه که ما می بینیم فشار مضاعف بر ایران است. در حالی که در طول بیش از دو سالی که از تصویب برجام می گذرد، تهران تمام و کمال به تعهدات خود پایبند بوده است. حتی ایران بیش از تعهدات خود خویشتن داری دیپلماتیک را در قبال این خلف وعده ها و عدم پایبندی طرف ها به توافق هسته ای نشان داده است. نکته اینجاست که ایران ذیل برجام از برخی حقوق مسلم خود در حوزه فناوری صلح آمیز هسته ای برای بهتر شدن وضعیت اقتصادی و شکل گیری بستر جایران صندوقی از تعاملات سیاسی و دیپلماتیک چشم پوشی کرد. از جانب دیگر تهران با مذاکره در طول برجام به جهان ثابت کرد که اهل گفت وگو و تعامل سیاسی است که آن زمان از این مساله به نام روح برجام یاد می شد. اما در طول بیش از دو سالی که از امضای این توافق گذشته، نه تنها این روح از بین رفته است که ما با گشایش اقتصادی و افزایش تعاملات جهانی با ایران روبه رو نبوده ایم. از آن طرف سطح تنش ها و فشارهای اقتصادی بیش از پیش بر ایران افزایش یافته است. امروز با حضور کسانی چون محمد بن سلمان، دونالد ترامپ، جان بولتون و مایک پمپئو فشارهای جهانی افزایش یافته است. لذا هر اتفاقی که در ۲۲ اردیبهشت برای برجام بیفتد که بدترین آن خروج ترامپ از برجام است نمی تواند شرایط را از این که هست برای ایران بدتر کند.

اما روند مذاکرات و سفرهای دیپلماتیک ماکرون و مرکل به آمریکا و مذاکره با ترامپ که کانون اصلی این تلاش ها حفظ برجام بوده را نمی توان آخرین کوشش های دیپلماتیک اروپا برای حفط برجام دانست؟

همچنان که اشاره داشتم تاکنون تنها تلاش اروپا حمایت لفظی و شفاهی از برجام بوده است. در طول این دو سال هرگاه آمریکا بدعهدی در قبال برجام داشته ما شاهد نبودیم که اروپا کاری عملی در این خصوص انجام دهد و تنها به اظهارنظرهای دیپلماتیک مبنی بر خویشتن داری و انجام تعهدات طرفین اکتفا کرده است. حتی با انجام سفرهای سیاسی و دیپلماتیکی که با محوریت برجام از جانب ماکرون و مرکل انجام گرفته می توان تصور یک تقسیم کار را علیه ایران داشت، نه تلاشی برای حفظ و بقای آمریکا در برجام. اتفاقا اکنون طرف های اروپایی هم در عین حالی که از نظر لفظی دائما به آمریکا هشدار حفظ برجام را می دهند در آن سو به دنبال عملی کردن شروط ۴ گانه ترامپ هم هستند. اتفاقا اکنون عزم اروپایی ها در خصوص تحریم ایران به واسطه توان موشکی و نیز دیپلماسی منطقه ای به مراتب از آمریکا و شخص ترامپ بیشتر است. با توجه به همکاری فرانسه، انگلستان و آمریکا در حمله نظامی به سوریه نشان از همکاری عمیق این کشورهای اروپایی با آمریکا دارد. پس این همکاری در خصوص تقابل علیه ایران می تواند شکل گیرد. تمامی این مسائل و سفرهای دیپلماتیک که به آن اشاره داشتید، آتش تهیه برای تحت فشار قرار دادن ایران در آینده است.

اگر شرایط به جایی رسید که در ۲۲ اردیبهشت ماه توافق هسته ای از جانب آمریکا لغو شود در کمترین حالت تهران هم از برجام خارج می شود و ظرف مدت کوتاهی توانایی و فعالیت های هسته ای خود را از سر خواهیم گرفت و ایران از لحاظ فناوری هسته ای به نقطه ای بیش از سال ۹۲ باز خواهد گشت؛ شرایطی که آمریکا و اروپا را مجبور به مذاکره با ایران در آن سال کرد. با این تفاوت که تهران دیگر پای هیچ میز مذاکره ای برای چشم پوشی از حق خود نخواهد نشست.

اما واکنش ایران در مقابل اقدام ترامپ در ۲۲ اردیبهشت چه خواهد بود؟

ما اکنون چندان دست بسته نیستیم که آمریکا به راحتی بتواند ایران را تحت فشار قرار دهد. اساسا ماندن در برجامی که چیزی از آن باقی نمانده برای ایران نه عقلانی است و نه شدنی، به خصوص بعد از این که ترامپ در ۲۲ اردیبهشت به صورت رسمی از برجام خارج شود. اکنون تمامی این ۱۵ ماهی که ترامپ برای تهایران صندوق برجام گذاشته وقت کشی برای بی خاصیت کردن برجام و در عین حال متعهد ماندن ایران به توافق هسته ای است. به عبارت دیگر ترامپ سعی دارد که به مرور زمان با این خط ونشان کشیدن ها برای توافق هسته ای از تمامی تعهدات آمریکا نسبت به برجام شانه خالی کند، اما با وقت کشی و عدم خروج از برجام سبب ماندن ایران در توافقی را مهیا سازد که عملا به کانون محدودیت های اقدامات ایران بدل شده است. لذا زمانی که می گویم در ۲۲ اردیبهشت شرایط برای ایران تغییر پیدا نمی کند، به همین دلیل است. اتفاقا اگر ترامپ همچنان به برجام متعهد باشد شرایط را برای فشار بر ایران و دست بسته ماندن تهران فراهم کرده است. اما اگر ترامپ به صورت رسمی در ۲۲ اردیهشت از برجام خارج شود، ایران هیچ شرط، تکمله و مذاکره مجددی را نخواهد پذیرفت و به موازات آن هم حق اقدام متقابل را برای خود محفوظ می داند. بر فرض محال، تاکید دارم که بر فرض محال ایران شروط ترامپ را پذیرفت آیا با رفتار ترامپ در قبال تعهداتی که اوباما پیشتر به ایران ذیل برجام داده بود می توان به رئیس جهوری بعدی آمریکا نیز امیدوار بوده که به تعهدات ترامپ پایبند بماند. چه تضمینی وجود دارد که سکان دار بعدی کاخ سفید دوباره زیر توافق خود با ایران نزند؟ لذا مذاکره با دولت ترامپ هم، دوره بی پایان مذاکره را برای ایران شکل می دهد. توافق پشت توافق، محدودیت پشت محدودیت و مذاکره پشت مذاکره، اما در آن سو طرف های غربی به هیچ کدام از تعهدات خود پایبند نخواهند بود، آن گاه است که دست ایران خالی می شود. اساسا تمامی رفتارهای آمریکا در راستای دکترین آنها می گنجد. کاخ سفید همه توافقاتی که مورد نظر خود و همسو با منافعش باشد را می پذیرد. حتی در برخی موارد کار به جایی می رسد که توافق انجام شده توسط دولت آمریکا که به تضمین قطعنامه شورای امنیت رسیده است، را به راحتی زیر پا می گذارند. با این تفاسیر آیا می توان به آمریکا اعتماد کرد؟ البته ما از ابتدا به آمریکا اعتمادی نداشته و نداریم. این جمله برای کسانی است که در افکار خود به دنبال اعتماد به آمریکا هستند.

اما اقدامات متقابل ایران که شما به آن اشاره داشتید می تواند شامل چه واکنش هایی از جانب تهران باشد؟

یقینا ایران گزینه های متعددی را برای خود محفوظ می داند. اگر شرایط به جایی رسید که در ۲۲ اردیبهشت ماه توافق هسته ای از جانب آمریکا لغو شود در کمترین حالت تهران هم از برجام خارج می شود و ظرف مدت کوتاهی توانایی و فعالیت های هسته ای خود را از سر خواهیم گرفت و ایران از لحاظ فناوری هسته ای به نقطه ای بیش از سال ۹۲ باز خواهد گشت؛ شرایطی که آمریکا و اروپا را مجبور به مذاکره با ایران در آن سال کرد. با این تفاوت که تهران دیگر پای هیچ میز مذاکره ای برای چشم پوشی از حق خود نخواهد نشست.

در راستای این نکته شما در مدت اخیر مساله خروج احتمال ایران از N.P.T و پروتکل الحاقی مطرح شد. از ایران صندوقگاه شما به عنوان دبیر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس این اقدام احتمالی تهران تا چه اندازه می تواند نزدیک به واقعیت باشد. آیا خروج از N.P.T یک شعار و در حکم همان سنگ بزرگ نشانه نزدن نیست؟

اولا این که مجلس هیچ گاه N.P.T را قبول نداشته و در طول تمامی این سال ها تنها دولت برای حسن نیت آن را پذیرفته است. این مساله یقینا شعار نیست و خروج ایران از N.P.T به عنوان یکی از گزینه های متقابل برای پاسخگویی به زیاده خواهی های ترامپ به صورت جدی در دستور کار قرار دارد. ثانیا در طول این سال ها که ایران به تعهدات خود در قبال N.P.T متعهد بوده کدام شرایط برای ایران تغییر یافته است؟ پس خروج ایران از چنین معاهده ای می تواند یک گزینه جدی و فارغ از هر شعاری باشد.

برخی از کارشناسان معتقدند که مجلس شورای اسلامی و به خصوص کمیسیون امنیت ملی در این برهه حساس  و به ویژه در قبال اقدام احتمالی ترامپ در ۱۲ ماه مه نوعی سکوت سیاسی را پیشه کرده است؛ پاسخ شما در این خصوص چیست؛ در ادامه اقدامات مجلس شورای اسلامی و به خصوص کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در کنار واکنش دولت برای بعد از ۲۲ اردیبهشت چه خواهد بود؟

یقینا مجلس محترم شورای اسلامی و همچنین اعضای محترم کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در این حوزه کاملا فعال و هوشیارانه مشغول رصد اتفاقات و تحلیل شرایط در این برهه هستند. البته در خصوص واکنش ایران در قبال تصمیم ترامپ برای ۲۲ اردیبهشت ماه در چارچوب قانونی، ما هم دولت و هم وزارت امور خارجه را مکلف به انجام اقدامات درست می دانیم که خوشبختانه مواضع آقای دکتر روحانی و دکتر ظریف تاکنون مثبت بوده است. در عین حال ما کمیته نظارت بر اجرای برجام هم داریم که اعضای آن توسط مقام معظم رهبری تعیین شده است. وظیفه این کمیته نظارت بر حسن انجام تعهدات طرف های مقابل در توافق هسته ای است . مضاف بر اینها ما شورای عالی امنیت ملی کشور را هم داریم که می تواند به صورت جدی وارد گود شود. اما کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هماهنگ با این نهادها و ارگان ها اقدامات خود را انجام خواهد داد. لذا جزیره ای عمل کردن دلیل بر فعالیت ما نیست که برخی اکنون ادعای سکوت سیاسی مجلس محترم و کمیسیون امنیت ملی را دارند. ما به دنبال هیاهو و جنجال تبلیغاتی عمل کردن نیستیم. اکنون شرایط و اقتضائات مناسب چنین عملکردی هم نیست. ما جلسات متعددی را با ارگان ها و نهادهایی که اشاره داشتم به صورت مفصل برگزار کرده ایم و تمامی سناریوهای احتمالی آمریکا و ترامپ در ۲۲ اردیبهشت ماه، واکنش ها و گزینه های ایران، سهم هر یک از ارگان ها و نهادها در انجام وظایف محوله و حتی تحولات بعد از این اقدامات به طور تفصیلی در آن بررسی و تحلیل شده است. در همین راستا حتی جمعی از اعضای کمیسیون امنیت ملی به برخی از سایت ها و مراکز هسته ای تولید کیک زرد سر زده و آنجا را مورد بازایران صندوق قرار داده اند.

اما یکی از مهم ترین مسائلی که سبب ایجاد چنین شرایط برای برجام شده گره خوردن توافق هسته ای به دو مساله توان موشکی ایران و دیپلماسی منطقه ای ایران است. از ایران صندوق شما به عنوان دبیر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی این دو مساله می تواند در آینده محل مذاکره قرار گیرد؟

به هیچ عنوان. تمامی تلاش های مذاکرات از سال ۹۲ تا حصول برجام تنها به حیطه توانایی هسته ای ایران محدود شد و همه طرفین توافق کردند که سایر مسائل در طول روند مذاکرات با توانایی هسته ای ایران خلط نشود. اما امروز بر خلاف تمامی آن توافقات توانایی هسته ای که کل برجام از سر تا ذیل به خود اختصاص داده به توانایی دفاعی کشور و دیپلماسی منطقه ای گره خورده است. در سال های آغازین دهه ۶۰ شمسی زمانی که ایران از توان موشکی بی بهره بود دیوانه ای مانند صدام به ایران حمله کرد و همین کشورهای اروپایی نظیر آلمان، انگلستان و فرانسه در کنار حمایت مالی عربستان سعودی، امارات، کویت و قطر هم به عراق کمک تسلیحاتی داشتند. شهرهای ما موشک باران شد و هیچ کشوری اعتراضی در این خصوص نداشت. لذا توان دفاعی ما صرفا برای دفاع از کشور است تا دیوانه دیگری خیال ابلهانه حمله به کشور را حتی در سرش نپروراند. از این ها مهمتر آیا ما هیچ گاه در خصوص توان دفاعی فرانسه، آلمان، انگلستان و یا هر کشور دیگری اعتراضی داشته ایم. لذا ایران با این اهمیت استراتژیک و نیز حضور در منطقه ملتهبی چون خاورمیانه و پهنه بسیار وسیعش به طور طبیعی باید از قدرت و توان بالای دفاعی برخوردار باشد. امروز جهان باید بپذیرد که در ایران دیگر سلسله قاجار و پهلوی حضور ندارند بلکه جمهوری اسلامی است که با تکیه بر قدرت ملت خود در مقابل هر زیاده خواهی خواهد ایستاد.

برخی از کارشناسان معتقدند که به موازات مساله برجام حضور جان بولتون و مایک پمپئو نوعی مدیریت پرونده ایران و پیگیری جدی تغییر نظام در کشور است. ارزیابی شما در این خصوص چیست؟

تغییر نظام مساله جایران صندوقی در سیاست آمریکا نیست. از همان آغاز حیات جمهوری اسلامی مساله تغییر نظام در دستور کار آمریکا بوده است، حتی قبل از انقلاب اسلامی هم ما شاهد براندازی و شکل دهی کودتا علیه دولت های قانونی در ایران بوده ایم. با پیروزی انقلاب اسلامی دور این تلاش ها افزایش یافته است. تحمیل جنگ نابرابر هشت ساله علیه ایران اسلامی، تحریم های شایران صندوق، شکل گیری برخی اعتراضات از جمله اقدامات و تلاش های کاخ سفید در خصوص تغییر نظام در ایران بوده است. نکته اینجا است که در هر دولت و برهه تاکتیک های آمریکا در خصوص تغییر نظام متفاوت بوده است. امروز هم با حضور بولتون و پمپئو در ساختار سیاسی آمریکا مساله تغییر نظام به شکل پررنگ تر در دستور کار قرار گرفته است. اما یقین بدانید که نه آمریکا بلکه تمامی دشمنان ایران اسلامی در رسیدن به این هدف خود ناکام خواهند ماند چنان که در این ۴۰ سال ناکام بوده اند. البته در روزها و ماهای اخیر از بعد روانی مساله تغییر نظام و فروپاشی از درون جامعه را تا حدودی تحت قرار داده است. اما یقینا حضور جان بولتون هم نمی تواند کاری را از پیش ببرد، چنانی که او پیشتر هم نماینده آمریکا در سازمان ملل بود، اما در همان زمان هم نتوانست کاری را از پیش ببرد. همین پمپئو به عنوان وزیر امورخارجه جایران صندوق آمریکا پیشتر مسئول سی آی ای  بوده، اما او در دوره ریاستش بر این سازمان نتوانسته کاری را در خصوص ایران از پیش ببرد. اکنون تمامی تلاش های دولت ترامپ و به خصوص برنامه های بولتون و پمیئو تنها به بعد تبلیغاتی محدود می شود، اما ماهم در این برهه حساس باید هوشیاری خود را در این خصوص داشته باشیم.    

انتشار اولیه: یکشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ / انتشار مجدد: سه شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۷

مطالب مشابه